اهداف پنهان و آشکار پیمان سعدآباد

اهداف پنهان و آشکار پیمان سعدآباد

پیمان سعدآباد فرصت مناسبی برای رضاشاه جهت جبران این حقارت و بزرگنمایی قدرت خود بود تا از این طریق نشان دهد که قدرت چانه‌زنی و مذاکره با کشورهای همسایه بر سر منافع ملی و مسائل امنیتی ایران را دارد...

کافه تاریخ مقالات

 

پیمان سعدآباد یکی از رویدادهای سیاسی مهم در دوره رضاشاه است که بر اساس آن 4 کشور ایران، ترکیه، عراق و افغانستان با هدف حفظ تمامیت ارضی کشورها و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، آن را امضا و تصویب نمودند. با این حال به باور عده‌ای رضاشاه با امضای این پیمان، در پی تحقق اهداف دیگری نیز بود، به گفته این افراد، رضاشاه درصدد بود از طریق پیمان سعدآباد، وجهه خود را به نمایش گذارد و از این طریق قدرت خود را افزایش دهد. برخی نیز معتقدند پیمان سعدآباد طرحی امنیتی- دفاعی از سوی انگلیس جهت مقابله با نفوذ شوروی و حفظ منابع نفتی بود. با این مقدمه، در ادامه به جزئیات این پیمان و اهداف رضاشاه از امضای آن پرداخته می‌شود.
سیاست خارجی رضاشاه و حضور دو قدرت انگلیس و شوروی
در دوره رضاشاه، روسیه به دلیل انقلاب اکتبر 1917 فرصت کمتری برای دست اندازی در امور سیاسی کشور یافت. باور انقلابیون روسیه بر این مبنا بود که «ایران برای یک انقلاب سوسیالیستی بیش از حد عقب مانده است و ادامه مداخلات نظامی در ایران می‌تواند با اقدامات تلافی‌جویانه انگلیسی‌ها مواجه شود.»1 از این رو خروج روسیه از صحنه سیاسی ایران و امضای قرارداد مودت، فضا را برای انگلستان مناسب‌تر نمود. سیاست این کشور در آن شرایط، حمایت از یک کشور قدرتمند و متمرکز، جهت مسدود ساختن نفوذ بلشویسم در منطقه و ایجاد امنیت در مرزهای هندوستان بود. از این رو روابط رضاشاه و انگلستان تا سال‌های 1311 حسنه بود؛ اما مقاومت در برابر خواسته‌های این کشور از جمله اعتراض هرچند ظاهری نسبت به تمدید قرارداد نفتی دارسی، «یک نوع سردی در روابط دو کشور ایجاد کرد که تا پایان سلطنت ادامه داشت.»2 
با این حال انگلیس توانست طی قرارداد نفتی 1933، خواسته‌های خود را اعمال کند و عملاً عدم اقتدار رضاشاه در برابر قدرت‌های خارجی را اثبات نماید. بر این اساس بسیاری معتقدند که پیمان سعدآباد متأثر از دو عامل بود: اول آنکه رضاشاه تصمیم داشت از طریق این پیمان قدرت خود را اثبات کند؛ زیرا این پیمان به فاصله کمی بعد از قرارداد نفتی ایران و انگلیس منعقد شد و رضاشاه نتوانست در برابر این قرارداد حقوف برحق ایران را اعاده کند؛ از طرفی انگلیس نیز به دلیل اختلافات بر سر منابع نفتی، درصدد تثبیت جایگاه خود و بستن راههای نفوذ شوروی به مناطق تحت نفوذ انگلیس بود. 
پیمان سعدآباد مفاد آن و اهداف رضاشاه
پیمان سعدآباد در تیر ماه سال 1316، در کاخ سعدآباد به امضای 4 کشور ایران، افغانستان، ترکیه و عراق رسید و ظاهراً در پی ایجاد وحدت میان کشورهای امضاکننده بود. طبق این پیمان، اعضا «متعهد شدند که سیاست هماهنگی داشته و در مقابله با خطری که هر یک از دولتهای آنان را تهدید کند حمایت نمایند و در امور داخلی هم مداخله نکنند.»3 پیمان سعدآباد در زمان نخست وزیری محمود جم به امضا رسید. نماینده‌ عراق در زمان انعقاد این پیمان ملک غازی اول، نماینده ترکیه، آتاتورک، نماینده افغانستان، محمدظاهر شاه، و رضاشاه نیز نماینده ایران بودند. با این حال به اعتقاد بسیاری، پایه اساسی برای ایجاد این پیمان توسط انگلیس به وجود آمد.
نقش انگلیس در انعقاد پیمان سعدآباد
انگلیس یکی از بازیگران مهم خارجی در بسیاری از کشورهای خاورمیانه در قرون 18 تا 20 بود. این کشور با نفوذ سیاسی و اقتصادی توانسته بود امتیازات فراوانی را از کشورهای خاورمیانه کسب و جایگاه خود را تحکیم نماید. چنانچه بسیاری از کشورها مستعمره انگلستان بودند و یا تحت سلطه این کشور قرار داشتند. بر این اساس «فکر انعقاد یک پیمان دفاعی بین کشورهای خاورمیانه نیز پس از خاتمه جنگ بین‌المللی در میان زمامداران انگلستان به وجود آمده بود و آنرا به عنوان سدی برای جلوگیری از توسعه و نفوذ شوروی به سوی خلیج‌فارس و چاههای نفت خاورمیانه لازم می‌شمردند.»4 
مطابق با این دیدگاه، زمینه اساسی برای تحقق این امر، از بین بردن اختلافات موجود میان کشورهای همسایه و منطقه بود که با پیمان سعدآباد تحقق یافت. «انگلیسی‌ها که برای تقویت موضع دولت‌های وابسته به خود در قبال خطر کمونیسم عجله داشتند و مصمم بودند پیمان منطقه‌ای هر چه زودتر امضاء شود به سرعت زمینه‌های سازش ایران و عراق را با توجه به منافع خود فراهم کردند.»5 مفاد پیمان سعدآباد نیز تا حدودی گویای این موضوع است، زیرا مطابق با یکی از مفاد پیمان‌نامه، اعضا متعهد شدند ضمن حفظ مصونیت حدود مشترک یکدیگر، در کلیه اختلافات بین‌المللی که با منافع آنان مرتبط است مشورت نمایند و عملیات تجاوزکارانه علیه هم نداشته باشند.6 با این حال برخی از مورخان و تحلیلگران تاریخ معتقدند اهداف سیاسی رضاشاه یکی از عوامل مهم در تصویب پیمان سعدآباد بود. 
پیمان سعدآباد، راهی برای نشان دادن قدرت نمایشی
رضاشاه قبل از امضای پیمان سعدآباد، قرارداد نفتی 1933 را با انگلستان منعقد نمود. این قرارداد به باور بسیاری تفاوت چندانی با قراردادهای دیگر نداشت و نتوانست دست انگلیس را از منابع نفتی ایران کوتاه نماید. درواقع این قرارداد شکستی فاحش برای رضاشاهی بود که همواره قدرت خود را مطلق‌العنان می‌دید و سعی می کرد تا نشان دهد که توسط انگلیسی ها به قدرت نرسیده است. علیرغم آنکه طی این قرارداد سهم ایران تا حدودی افزایش یافته بود؛ اما شرکت نفت، تا پایان دوره رضاشاه تنها پنجاه میلیون لیره به ایران پرداخت نمود که قسمت اعظم آن هم صرف خرید اسلحه و مهمات برای ارتش ایران شد.7 
با توجه به این شرایط، پیمان سعدآباد فرصت مناسبی برای رضاشاه جهت جبران این حقارت و بزرگنمایی قدرت خود بود تا از این طریق نشان دهد که قدرت چانه‌زنی و مذاکره با کشورهای همسایه بر سر منافع ملی و مسائل امنیتی ایران را دارد. به عبارتی رضاشاه «نه تنها با انعقاد این پیمان سودای تقویت قدرت و افزایش وجهه منطقه‌ای خود را در سر می‌پروراند بلکه به دنبال راهی برای مقابله با تهدید جنبش‌های انقلابی داخلی علیه خود نیز بود.»8 زیرا این وجهه، ابزار مناسبی جهت نشان دادن قدرت به مخالفان داخلی بود. با این حال این پیمان نیز برخلاف برخی از تصورات، شکست دیپلماسی خارجی رضاشاه بود؛ زیرا با اصرار و حمایت انگلیس از عراق، «حق کشتیرانی در سراسر شط‌العرب به استثنای آبهای مقابل خرمشهر و آبادان را به دولت عراق واگذار کرد»9 و از این طریق بخش قابل توجهی از منابع نفتی عراق در این قسمت، عاید انگلیس شد؛ زیرا عراق تحت حاکمیت این کشور قرار داشت.

فهرست منابع
1. نیکی کدی، ایران دوران قاجار و بر آمدن رضاخان، ترجمه مهدی حقیقت خواه، تهران، ققنوس، 1381، ص 142
2.عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تاریخ روابط خارجی ایران، از ابتدای دوران صفویه تا پایان جنگ جهانی دوم، تهران، امیرکبیر، 1385، چاپ یازدهم، ص 386
3. سیدجلال‌الدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، جلد 1، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1391، چاپ هفدهم، ص 261
4. مهدوی، همان، ص 390
5. منوچهر محمدی، مروری بر سیاست خارجی ایران دوران پهلوی، تهران، نشر دادگستر 1377، ص 62
6. مدنی، همان، ص 261
7. هوشنگ مهدوی، همان، ص 390
8. فاطمه تفتیان، در پیمان سعدآباد چه دادیم و چه گرفتیم؟ مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران و ر، ک:
جان فوران، مقاومت شکننده: تاریح تحولات اجتماعی ایران از صفویه تا سالهای پس از انقلاب اسلامی، ترجمه احمد تدین، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، 1377، ص 370-371
9.هوشنگ مهدوی، همان، ص 393
 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •