پیشنهادهای غرب برای حل بحران نفتی با دکتر مصدق

پیشنهادهای غرب برای حل بحران نفتی با دکتر مصدق

بعد از رد پیشنهادهای دو کشور که در جهت نقض ملی شدن نفت بود و در سطوح متفاوت پیگیری شد و به نتیجه مورد نظر نرسید، دو کشور با در پیش گرفتن تحریم و در نهایت تغییر نظام سیاسی ایران که در قالب کودتای 28 مرداد 1332 اتفاق افتاد، اهداف خود را محقق ساختند.

کاقه تاریخ- مقالات

 

بعد از ملی شدن صنعت نفت، تلاش کشورهای استعمارگر آمریکا و انگلیس جهت لغو طرح با پیشنهادهای جایگزین آغاز شد. دو کشور که دست خود را از این امتیاز کوتاه می‌دیدند چندین پیشنهاد مشترک را مطرح کردند که در مواردی با تلاشهای دو کشور در سطوح نهادهای جهانی همچون بانک جهانی نیز مطرح گردید. با این حال هیچ یک از این پیشنهادها مورد موافقت مردم و رهبران نهضت ملی نفت قرار نگرفت و باعث شد تا کشورهای استعمارگر راه‌های دیگری را جهت تحقق اهداف خود به کار بندند. با این مقدمه در ادامه به تشریح این پیشنهادها و علل رد آنها پرداخته می‌شود.


ملی شدن نفت و اقدامات انگلیس
بعد از ترور رزم‌آرا، از مخالفین سرسخت ملی شدن نفت، در اسفند 1329، مجلس و نمایندگان طرفدار ملی شدن مصمم شدند که این طرح را هر چه زودتر به تصویب برسانند. به همین منظور طرح مذکور در 24 اسفند 1329 در مجلس شورای ملی به تصویب رسید و با تصویب مجلس سنا، صنعت نفت ایران بعد از 50 سال ملی گردید. انگلیس که تصویب این طرح را به معنای از دست دادن منافع سرشار نفتی می‌دانست، چند روش را برای اعاده امتیاز از دست رفته به کار بست. در اولین تلاش، انگلیس قصد داشت ماجرا را به دیوان لاهه که دادگاهی بین‌المللی است، بکشاند؛ اما ایران استدلال نمود که نفت جز مسائل داخلی ایران و حاکمیت آن است و هیچ مرجع بین‌المللی نمی‌تواند در آن دخالت کند. انگلیس وقتی نتوانست از این طریق به هدف خود برسد با توسل به زور درصدد فیصله دادن به موضوع برآمد. بدین ترتیب انگلیس اعلام کرد که چتربازان خود را به همراه کشتی‌های جنگی به حالت آماده باش درمی‌آورد. بعضی از روزنامه‌های انگلیس خبر از اشغال حاک ایران هم دادند. در مقابل علمای ایران هم اعلام کردند که جهاد می‌کنیم. با این حال این روش هم در نهایت عملی و اجرایی نشد. بعد از این قضایا، انگلیس تصمیم به اتخاذ روش دیپلماتیک و ارائه پیشنهادهایی جهت تغییر مواضع ایران نمود که عبارتند از: 


پیشنهاد جکسون
دولت انگلیس وقتی نتوانست از طریق توسل به زور و دادگاه بین‌المللی به هدف خود برسد، تصمیم گرفت با اعزام هیأتی سیاسی، به مذاکره با ایران بپردازد. بر این اساس، هیأتی به نام جکسون در خرداد 1330 وارد ایران شد. هیأت مذکور اعلام کرد انگلستان «اصل ملی شدن را فقط به صورت مشروط می‌پذیرد. پیشنهاد شده بود که شرکت نفت انکلیس و ایران ده میلیون لیره بابت مطالبات گذشته به صورت مساعده در اختیار ایران گذارد و از همان ماه تا رسیدن به نتیجه نهایی ماهی سه میلیون لیره به دولت ایران پرداخت کند و تأسیسات شرکت از سوی ایران به یک شرکت ایرانی داده شود.»1 اما این پیشنهاد نیز به دلایلی از جمله مغایرت داشتن با اصل ملی شدن نفت رد شد، چون طبق این پیشنهاد، ایران می‌بایست در اداره صنعت نفت و انجام معاملات و استفاده از درآمد فروش، به صورت پنجاه- پنجاه عمل می‌کرد و شرکت نفت انگلیس و ایران ضمن کنترل عملی تولید در ایران، انحصار پالایش و فروش و بازار نفت را در اختیار خود نگه می‌داشت.2 با رد این پیشنهاد، انگلیس دوباره تلاش نمود با ارجاع موضوع به دیوان لاهه، از ایران شکایت کند؛ اما ایران مجدداً با اعلام این که موضوع نفت، مسأله‌ای داخلی است، مانع از پیگیری این قضیه در دیوان لاهه شد. در این شرایط آمریکا که به دنبال کسب امتیاز نفت بود تلاش کرد با چهره داوری و حکمیت به این موضوع رسیدگی کند. این پیشنهاد به پیشنهاد استوکس معروف شد.


پیشنهاد استوکس
در موضوع حکمیت آمریکا، ترومن رئیس‌جمهور وقت آمریکا هیأتی 5 نفری به سرپرستی شخصی به نام هاریمن را جهت میانجیگری به تهران فرستاد. اما این هیأت هم کار خاصی از پیش نبرد و گویا بعد از اطمینانی که آیت‌الله کاشانی به هیأت مذکور در باب عدم دخالت کمونیست‌ها در این ماجرا می‌دهد؛ هیأت نیز ایران را ترک می‌کند. چرا که آمریکاییها بیم دخالت کمونیست‌ها در این قضیه را داشتند. با این حال «در سی و یکم تیر هیأت دولت و هیأت مختلط مشترکاً جلسه‌ای تشکیل دادند و فرمولی به هاریمن تسلیم کردند که امکان مذاکره با دولت انگلیس بر مبنای آن باشد و هاریمن با دریافت آن به اتفاق سفیر انگلیس به لندن رفت و انگلیس پذیرفت که بر اساس آن هیأتی را برای مذاکره به تهران بفرستد.»3 این هیأت با ریاست شخصی به نام استوکس وارد ایران می‌شود که پیشنهادها و خواسته‌های او هم بیشتر منافع انگلستان را به دنبال داشت و در نهایت پذیرفته نشد. بعد از رد این پیشنهاد، انگلیس دوباره تصمیم به شکایت از ایران در شورای امنیت گرفت که دکتر مصدق با شرکت در آن، از حقوق ایران دفاع نمود. در این شرایط آمریکا به ایران پیشنهاد داد که ماجرای نفت را از طریق بانک جهانی سامان دهند.


پیشنهاد بانک جهانی
پیشنهاد بانک جهانی این بود که مؤسسه‌ای از طرف بانک تعیین شود و سرمایه، کار و فروش نفت هم از طریق مؤسسه صورت بگیرد، درآمدها هم به یک حساب خاص ریخته شود. انگلیس‌ها هم به کشور خود بازگردند؛ در ابتدا مصدق این پیشنهاد را پذیرفت؛ اما در فوریه‌ی 1952م بانک، هیأت دیگری را به ریاست گارنر روانه‌ ایران ساخت. این هیئت پس از بررسی مجدد موضوع، لازم دانست که متخصصان فنی شرکت سابق نفت ایران و انگلیس برای تجدید جریان نفت باید مجدداً به‌کار گرفته شوند. همین موضوع باعث شد تا ایران این پیشنهاد را به دلیل نقض استقلال و اراده ایران رد نماید.4 بعد از این پیشنهاد نیز دو پیشنهاد مشترک توسط انگلیس و آمریکا مطرح گردید، البته شایان ذکر است که دو کشور در کنار این پیشنهادها همواره از گزینه‌های تهدید، فشار اقتصادی و تحریک نظامی نیز استفاده می‌کردند.


پیشنهاد مشترک اول آمریکا و انگلیس
این طرح که پیام مشترکی از سوی ترومن و چرچیل بود شامل چند مورد و پیشنهاد بود. مصدق بعد از دریافت این پیام، «پیشنهاد متقابلی پس از تصویب هیأت وزیران، تهیه و گزارش آن را در جلسه مورخ 25 شهریور به مجلس می‌دهد. البته مصدق خود به بهانه کسالت در مجلس حاضر نمی‌شود و باقر کاظمی نخست‌وزیر گزارش 18 صفحه‌ای او را در مجلس قرائت می‌کند. بعد از قرائت پیشنهاد، بحث درمی‌گیرد»5 و برخی نمایندگان با آن مخالفت می‌کنند. با این حال دکتر مصدق بعد از ارائه پیشنهادهای خود که مبتنی بر حفظ استقلال ایران بود، آن را به هندرسن سفیر آمریکا تقدیم نمود؛ اما انگلیس آن را غیرمعقول خواند و نپذیرفت. در این شرایط مصدق تصمیم به قطع روابط سیاسی با انگلیس گرفت. 


پیشنهاد مشترک دوم آمریکا و انگلیس
دومین و آخرین پیشنهاد دو کشور در باب موضوع نفت در اواسط بهمن سال 1331 مطرح شد. در این پیشنهاد دو کشور طی پیامی، ملی شدن نفت و انحصار ایران در کنترل نفت و اختیار استفاده از متخصصان را به رسمیت شناختند؛ اما موضوع فروش، غرامت و نحوه تعیین آن را خارج از اختیار ایران دانستند. بدیهی است اگر مصدق دومین پیشنهاد مشترک را بر اساس رأی صاحبنظران پذیرفته بود، بی‌تردید به وجاهت ملی او که همواره سخت به آن پایبند بود خدشه‌ای جبران‌ناپذیر وارد می‌کرد. هر چند قبل از ارائه این پیشنهاد مصدق آن را خاتمه یافته اعلام نموده بود.6 


سخن نهایی: 
بعد از رد پیشنهادهای دو کشور که در جهت نقض ملی شدن نفت بود و در سطوح متفاوت پیگیری شد و به نتیجه مورد نظر نرسید، دو کشور با در پیش گرفتن تحریم و در نهایت تغییر نظام سیاسی ایران که در قالب کودتای 28 مرداد 1332 اتفاق افتاد، اهداف خود را محقق ساختند.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •