نـقش‌ افـسانه‌ سـرا بودن زنان در تاریخ ایران

نـقش‌ افـسانه‌ سـرا بودن زنان در تاریخ ایران

بر اساس مستندات تاریخی افـسانه گویی رایج تـرین صورت سرگرمی زنـان و کودکـان بوده است. در حیطه تـاریخ فرهنگـی ایرانیـان ایـن مهـم نمـود‌ بارزی‌ دارد‌، آنچه از دل داستان هـای‌ برجای‌ مانده‌ از تاریخ قصه گویی و داستان سراییمان برمی آید گویای این معنی اسـت کـه افـسانه گویی همچون سنتی ماندگار و تـاریخ دار تنهـا مختص‌ زنان‌ دانسته‌ شده است؛

کافه تاریخ- کافه هنر

 

بر اساس مستندات تاریخی افـسانه گویی رایج تـرین صورت سرگرمی زنـان و کودکـان بوده است. در حیطه تـاریخ فرهنگـی ایرانیـان ایـن مهـم نمـود‌ بارزی‌ دارد‌، آنچه از دل داستان هـای‌ برجای‌ مانده‌ از تاریخ قصه گویی و داستان سراییمان برمی آید گویای این معنی اسـت کـه افـسانه گویی همچون سنتی ماندگار و تـاریخ دار تنهـا مختص‌ زنان‌ دانسته‌ شده است؛ گواه این سخن آنکـه در داراب‌ نامـه‌ از زبــان ‌ ‌شـخصـیتی میخوانیم که کسی «همچون زنان افسانه مـی گویـد» ایـن جمله به طرزی روشن از‌ نـقش‌ افـسانه‌ سـرا بودن زنان ، سخن میگوید گرچـه بـه نحـوی کنایه آمیز‌ دروغگویی زن را در خود نهفته دارد. افزون بر این ، بـا نظر به آنچه از محتـوای قصه ها‌ و افسانه‌ ها‌ به ویژه در نوع بومی شان برمی آید؛ مـیتوان گفت که حاکم بـودن‌ روح‌ لطیف زنانه بر کلیت قصه ها و افسـانه هـای بـومی نیـز گویـای روشـنی از نقـش زن در‌ پیدایش‌ افسانه‌ ها و قصه هاست . به بیان دیگر، قصه ها و افسانه هـای بـومی و محلـی‌، نشانه‌ های عـامیانه بودن زبان ، سادگی قصه های تربیتی، خـانگی بـودن زمینـه هـا، آگـاهی نداشتن‌ از‌ سرزمین‌ هـای دور، نـاچیزی میـدان هـای جنـگ و قهرمـانی بـودن فضـاهای افسانه های آنها، جهان زنانه‌ را‌ به خاطر می آورند و در یک سخن قـصه هـایی را کـه زنـان و کودکان می پسندند‌ بر‌ زبان‌ می آورند.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •