چرا شورای سلطنت تشکیل شد؟

چرا شورای سلطنت تشکیل شد؟

کارتر بر آن بود تا از طریق این نهاد، زمینه مذاکره رژیم با مخالفین و به خصوص شخص امام را فراهم نماید و از این طریق زمینه انتقال قدرت از شاه به فرزندش را ایجاد کند. به زعم آمریکا حتی در صورت شکست این سناریو، مذاکره با امام به واسطه شورای سلطنتی، می‌توانست موجبات بهبود روابط آمریکا و حکومت جدید ایران را فراهم نماید...

کافه تایخ- مقالات

 

شاه در سال 57 نهادی تحت عنوان شورای سلطنت را تشکیل داد تا آخرین شانس و فرصت خود جهت حفظ سلطنت را به آزمون گذارد. این شورا که بعد از تفویض پست نخست‌وزیری به بختیار تشکیل شد، متأثر از شرایط سیاسی کشور و تصورات خاص شاه نسبت به بختیار و انتقال آرام قدرت بود. شاه چند روز بعد از تشکیل این نهاد، از کشور خارج شد و امیدوار بود با خروجش از کشور، شرایط مساعد جهت حفظ قدرت فراهم گردد. با تشکیل شورا 9 نفر به عضویت آن درآمدند و جلساتی را برگزار کردند تا شاید بتوانند کاری از پیش ببرند؛ اما این انتظار تحقق نیافت و شورا دوام چندانی نیافت. با این مقدمه در ادامه به علل و اهداف شاه از تأسیس این نهاد و اعضای آن پرداخته می‌شود.


زمینه‌های تشکیل شورای سلطنت
زمینه تشکیل شورای سلطنت در سال 57 به شرایط ملتهب سیاسی و تصمیم شاه به فرار از کشور بعد از انتخاب شاپور بختیار بازمی‌گردد. این موضوع در وهله اول برگرفته از اختیار شاه در قانون اساسی بود که بر اساس آن مقرر شده بود که پادشاه می‌تواند در موقع مسافرت و در غیاب خود شورایی برای اداره امور سلطنت انتخاب یا نایب السلطنه تعیین کند که با مشاوره شورای مزبور امور سلطنت را موقتاً برای مدت مسافرت و در غیاب پادشاه انجام دهد. البته این موضوع در آن دوره، نخستین‌بار توسط دکترعلی امینی، بعد از روی کار آمدن شریف امامی مطرح گردیده بود؛ اما شاه با آن مخالفت نموده بود.1 بعدها در دوره ازهاری نیز با توجه به شدت یافتن اعتراضات، موضوع تشکیل شورای سلطنت مجدداً مطرح شد؛ اما شاه دوباره با آن مخالفت نمود تا اینکه با اوج گرفتن اعتراضات در ماجرای تاسوعا و عاشورا، شاه به این نتیجه رسید که تشکیل این نهاد ضروری است. از این رو، چند روز قبل از فرار از کشور یعنی در 23 دی ماه سال 57 دستور تشکیل شورای سلطنت را صادر کرد و چند روز بعد از کشور خارج شد. شاه امیدوار بود خروجش از کشور از بار خشم و نفرت عمومی مردم بکاهد و گام مثبتی در راستای اعتماد مجدد مردم و مخالفین به او ایجاد گردد. 


علل تشکیل شورای سلطنت
شاه شورای سلطنت را آخرین حربه و امید خود برای نجات کشور می‌دانست. به عبارتی وقتی محمدرضا شاه از همه جا مأیوس شد و سقوط خود را حتمی ‌دید، متوسل به اختیارات قانونی مندرج در قانون اساسی گشت. وی که به دنبال راه نجات بود، سعی داشت خروج خودش از مملکت را که درواقع اخراج اجباری بود، در قالب نوعی ضرورت شخصی درآورد و آن را به معالجه و استراحت تبدیل سازد.2 گذشته از این، بی‌اعتمادی شاه به شاپور بختیار نیز در تصمیم او به تشکیل این نهاد بی‌تأثیر نبود. علیرغم آنکه بختیار به شاه قول داده بود که به نهاد سلطنت وفادار بماند؛ اما همچنان به او بدبین بوده و سؤظن داشت. 
بختیار پیش از آنکه به سمت نخست‌وزیری برسد، در قالب جبهه ملی، به مخالفت با شاه پرداخته بود و به زعم شاه یکی از مهره‌های وابسته به انگلیس بود. شاه معتقد بود که انگلیسی‌ها بعد از ملی شدن صنعت نفت، از او و رژیم او دلخور بوده و همواره درصدد توطئه علیه او هستند. از این رو انتخاب بختیار به پیشنهاد آمریکا و از سر ناچاری صورت گرفت، در غیر این صورت ترجیح شاه افرادی غیر از او بودند. البته تصمیم آمریکا و شخص کارتر نیز در تشکیل شورای سلطنت تأثیرگذار بود. کارتر بر آن بود تا از طریق این نهاد، زمینه مذاکره رژیم با مخالفین و به خصوص شخص امام را فراهم نماید و از این طریق زمینه انتقال قدرت از شاه به فرزندش را ایجاد کند. به زعم آمریکا حتی در صورت شکست این سناریو، مذاکره با امام به واسطه شورای سلطنتی، می‌توانست موجبات بهبود روابط آمریکا و حکومت جدید ایران را فراهم نماید. 

اعضای شورای سلطنت
شاه برای گزینش اعضا سعی داشت افرادی را انتخاب نماید که به او وفادار باشند. در عین حال بین مردم بدسابقه نباشند و به هر حال تا جایی که ممکن است از چهره‌های موجهی انتخاب شوند.3 در ابتدا نام افرادی زیادی در این رابطه مطرح شد. کسانی چون کریم سنجابی، امینی و صدیقی نیز از جمله کسانی بودند که شاه به آنها نیز پیشنهاد عضویت در شورای سلطنت را داد؛ اما این افراد از پذیرش آن امتناع کردند. البته امینی با شخصیت‌هایی مانند، سحابی، سنجابی، اللهیار صالح، دکتر علی‌اکبر سیاسی و دکتر صدیقی تماس گرفت، اما آن‌ها از شرکت در شورای سلطنت خودداری نمودند. سحابی پس از مشورت با دوستان و شورای انقلاب، از شرکت در شورای سلطنت خودداری نمود.4  سرانجام شورای سلطنت تشکیل شد و در روز 23 دی ماه رادیو تهران به فارسی گزارش داد که به قرار اطلاع افرادی را برای شورای سلطنت انتخاب کرده است. طبق این گزارش اعضای انتخاب شده عبارت بودند از نخست‌وزیر بختیار، رئیس سنا محمد سجادی، سخنگوی مجلس جواد سعید، وزیر دربار اردلان، محمد وارسته وزیر سابق، سیدجلال تهرانی سناتور سابق، رئیس شرکت نفت عبدالله انتظام، رئیس ستاد فرماندهی قره باغی، دکتر عبدالحسین علی آبادی، قاضی.5 بعد از انتخاب اعضا، شورا اولین جلسه خود را تشکیل داد تا رئیس شورا را انتخاب نماید. البته جلسات شورای سلطنتی به همین جلسه ختم شد و جلسات آن به دلیل اختلافات داخلی تداوم نیافت. با تشکیل این جلسه، «تهرانی به سمت ریاست شورا انتخاب شد تا امکان تماس با امام را بیابد ولی رئیس شورای سلطنت فقط وقتی توانست رهبر انقلاب را ملاقات نماید که اسنعفای خود را به همراه غیرقانونی بودن شورای سلطنت تقدیم کند.»6 بدین ترتیب شورای سلطنت، هنوز کار خود را آغاز نکرده به پایان کار خود رسید و به دلیل مشکلات خاصی که با آن همراه بود نتوانست به حفظ سلطنت کمک نماید.

سخن نهایی
یکی از نکات مهم پیرامون شورای سلطنت، تشکیل آن به فاصله دو روز بعد از آغاز به کار شورای انقلاب است. شورای انقلاب که بعد از گفت‌وگوی شهید مطهری با امام تشکیل شده بود با اعضای مورد اعتماد امام کار خود را آغاز نمود و هدف آن نیز مدیریت جریان انقلاب بود. بعد از تشکیل این نهاد، شاه برای آنکه به نوعی با امام مقابله به مثل کند و بتواند از این طریق از حجم انتقادات و اعتراضات بکاهد، با تشکیل شورای سلطنت موافقت نمود. اما این اقدام، کمی دیر شده بود و اختلافات فراگیر میان تصمیم‌گیرندگان و گسترده شدن اعتراضات مانع از پیشبرد اهداف شاه و رژیم شد.
 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •