فیروز فرمانفرما چگونه حذف شد؟

فیروز فرمانفرما چگونه حذف شد؟

فیروز فرمانفرما نیز که همواره سودای قدرت را در سر داشت و بیم اقدام او علیه قدرت مرکزی می‌رفت، به اتهام دریافت رشوه برکنار شد. فرمانفرما در جلسه دفاع خود با اعتراض به نوع اتهام وارده، گفت:حالا مرا دزد کرده‌اید، آن هم آفتابه‌ دزد؟ اتهام دریافت رشوه در حالی به فرمانفرما وارد شد که او به دلیل شرایط خاص خود، از ثروت فراوانی برخوردار بود و کسب قدرت سیاسی برای وی اولویت بیشتری داشت.

کافه تاریخ- مقالات

 

فیروز فرمانفرما، یکی از نوادگان یکی از پادشاهان قاجاری، از جمله افرادی است که در زمان رضاشاه مورد غضب او واقع شد و بعد از تبعید، به قتل رسید. علت قتل وی به نقل از رضاشاه، گرفتن رشوه بود؛ اما برخی معتقدند که اصل ماجرا به ترس رضاشاه از قدرت گرفتن فرمانفرما بازمی‌گشت و اتهام گرفتن رشوه بر کسی که دارای ثروت و مکنت فراوانی بود، دروغی بیش نیست. با این مقدمه به بررسی این موضوع و علل قتل فرمانفرما پرداخته می‌شود. 

فیروز فرمانفرما که بود؟
فیروز فرمانفرما، فرزند عبدالحسین فرمانفرما و عزت‌الدوله، دختر مظفرالدین شاه قاجار در سال 1264 در تهران متولد گردید. وی در دوران کودکی با برخی از دروس ابتدایی آشنا شد و تا حدودی فرانسوی را نیز آموخت. چهارده سال بیشتر نداشت که به همراه پدرش که به نجف تبعید شده بود، راهی نجف شد و از آنجا به بیروت رفت و در یک مدرسه فرانسوی مشغول به تحصیل شد. بعد از اتمام دوره تبعید، به ایران بازگشت و مورد لطف مظفرالدین شاه قرار گرفت و از سوی شاه به نصرت‌الدوله ملقب گردید.
فیروز فرمانفرما، در اوایل بیست سالگی با سفر به فرانسه، تواست دکترای حقوق دانشگاه سوربن را اخذ نماید. فرمانفرما، بعد از آن به ایران آمد و تا سن سی سالگی چندین بار به سمت وزارت عدلیه و وزارت خارجه رسید. با این حال، علیرغم این سمت‌ها، اولین نقش سیاسی مهم فرمانفرما به حضور او در کابینه وثوق‌الدوله و نقش او در قرارداد 1919 بازمی‌گردد. به نقل از برخی منابع وی جز کسانی بود که با اقدامات خود در راستای انعقاد قرارداد مقداری رشوه از انگلیس دریافت کرد و تلاش زیادی جهت راضی کردن احمدشاه قاجار جهت امضای قرارداد نمود.1 
فرمانفرما، در آستانه کودتای رضاخان نیز کوشید سمت بالایی را عهده‌دار شود؛ اما نه تنها این موضوع محقق نشد و دست او از تصاحب قدرت کوتاه ماند؛ بلکه بعد از آنکه رضاخان از شاه فرمان سردار سپه را گرفت، در تهران به همراه عده‌ای دیگر بازداشت شد2 در مورد بازداشت وی در این دوره نظرات متفاوتی داده شده است؛ عده‌ای معتقدند این موضوع به دلیل افشای نقش انگلیس در کودتا از سوی فرمانفرما بازمی‌گشت و برخی نیز این قضیه را به سیدضیا منتسب نموده و حرص و طمع او در کسب قدرت را علت دستگیری او می‌دانند. 
چنانچه نورمن – وزیر مختار انگلیس در تهران - در گزارشی محرمانه به لردکرزن درباره کودتا و عدم نقش انگلیس در زندانی شدن فیروز فرمانفرما می‌نویسد: جنبه ناراحت کننده قضیه به زندان افتادن جمعی از رجال مشهور است که به دوستی با انگلستان معروفند. بویژه فرمانفرما و پسرانش که دارای حمایل و نشان معتبر از دولت انگلستان هستند. از این رو به محض اطلاع از حبس آنان نزد سیدضیاء و فرماندهان کودتا برای آزادیشان وساطت کردم.3 با این حال بعد از برکناری سیدضیا، فرمانفرما هم از زندان آزاد شد و مرحله جدیدی از زندگی و فعالیت‌ سیاسی او در دوره رضاشاه آغاز شد. 
فیروز فرمانفرما در دوره رضاشاه
فیروز فرمانفرما فعالیت‌های سیاسی خود در دوره رضاشاه را با والی‌گری استان فارس آغاز نمود و همزمان با آن به تصاحب قدرت توسط رضاشاه کمک نمود. وی علیرغم آنکه از سوی رضاشاه مورد لطف و توجه چندانی قرار نگرفت؛ اما تلاش فراوانی جهت به قدرت رسیدن سردار سپه به کار برد. با این حال رضاشاه همواره به فرمانفرما بدبین بود و همین بدبینی در نهایت باعث برکناری وی از سیاست و زندانی شدن او گردید. جرم فرمانفرما گرفتن رشوه بود که طی چند پرونده به او منتصب شد. اولین پرونده، پرونده رشوه 16000 تومانی بود که علی اکبر داور وزیر عدلیه و محمدخان درگاهی رئیس کل نظیمه تهران، در تنظیم آن دست داشتند. 
نصره الدوله در این دادگاه محکوم به 4 ماه حبس تادیبی، محرومیت از حقوق اجتماعی و مقداری مجازات نقدی شد. او به شفاعت مستوفی الممالک از زندان آزاد شد و به زندگی عادی و سرکشی به املاک و زمین‌های وسیع خود در گوشه کنار تهران و ایران مشغول شد و بدین طریق از میدان رقابت و قدرت حذف شد.4 اما آزادی و شرایط جدید فرمانفرما چندان باثبات نماند و مجدداً پرونده‌های دیگری علیه او ساخته شد و باز هم اتهام دریافت رشوه، او را روانه زندان کرد. با این حال بسیاری معتقدند که این اتهامات پرونده‌سازی علیه فرمانفرما بود و علت اصلی دستگیری او، ترس رضاشاه از قدرت گرفتن فرمانفرما بود. بر این اساس تحریکات فرمانفرما علیه رضاشاه عامل مهم بدبینی شاه نسبت به او بود که به اشکال مختلف صورت گرفت. در این رابطه به درج مقالات تند فرمانفرما در روزنامه‌های فرانسوی علیه رضاشاه5 و تحریک ایلات فارس با صارم‌الدوله اشاره شده است.6
البته بعضی نیز در دلیلی کمتر مستند، علت غضب رضاشاه بر فرمانفرما را نزدیکی او به روسها دانسته‌اند و معتقدند که این نزدیکی، منجربه تحریک رضاشاه توسط انگلیس گردید. اما واقعیت آن است که علت برکناری و قتل فرمانفرما را باید در همان دلایل برکناری تیمورتاش جست و جو کرد. درواقع رضاشاه به علت بدبینی نسبت به رقبای خود و هر کسی که می‌توانست قدرت او را تضعیف کند موجبات برکناری او را فراهم می‌آورد. چنانچه تیمورتاش، زمانی از قدرت برکنار شد که تردید شاه در مورد نزدیکی او به روسیه افزایش یافت و  ترس از خطر کودتا یا هر اقدام دیگر علیه قدرت او، باعث شد تا رضاشاه با طرح اتهامات متعدد، موجبات حذف او از صحنه سیاست را فراهم آورد. به این ترتیب فیروز فرمانفرما نیز که همواره سودای قدرت را در سر داشت و بیم اقدام او علیه قدرت مرکزی می‌رفت، به اتهام دریافت رشوه برکنار شد. فرمانفرما در جلسه دفاع خود با اعتراض به نوع اتهام وارده، گفت:حالا مرا دزد کرده‌اید، آن هم آفتابه‌ دزد؟ اتهام دریافت رشوه در حالی به فرمانفرما وارد شد که او به دلیل شرایط خاص خود، از ثروت فراوانی برخوردار بود و کسب قدرت سیاسی برای وی اولویت بیشتری داشت. به خصوص آنکه در زمان کودتای رضاخان، تلاش زیادی نمود تا پست نخست‌وزیری را از آن خود کند؛ اما به دلیل آنکه خارج از ایران بود، نتوانست به موقع خود را به ایران برساند و همین موضوع باعث قدرت گرفتن سیدضیا و شکل گرفتن کینه او نسبت به سیدضیا شد. در نهایت فرمانفرما در سال 1308 دستگیر شد و 7 سال بعد از آن به سمنان تبعید گردید و یکسال بعد از تبعید به دستور رضاشاه به قتل رسید. 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •