کانون مترقی: اولین پروژه نرم افزاری امریکا در ایران

کانون مترقی: اولین پروژه نرم افزاری امریکا در ایران

دکترین «اتحاد برای پیشرفت» با محوریت جلوگیری از فروپاشی حکومتهای وابسته به امریکا، اصلاحاتی را در ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه به پهلوی دوم تجویز نمود. ازاینرو محمدرضا پهلوی در راستای سازواری راهبردی با استراتژی نرم افزاری امریکا، اصلاحاتی را در قالب فضای باز سیاسی، اصلاحات ارضی، لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی و انقلاب سفید را شروع نمود. اوج این اصلاحات با عنوان انقلاب سفید یا «انقلاب شاه و مردم» به طور فراگیر تمام جنبه های زندگی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه سنتی ایران را در بر گرفت...

کافه تاریخ- مقالات

 

دوران بعد از کودتای 28 مرداد 1332 ، علاوه بر استقرار و تثبیت پایه ­های دیکتاتوری حکومت پهلوی دوم، مقارن با آغاز تحولات شگرفی در عرصه و صحنه سیاست بین­ الملل  بود. تحولاتی که محمدرضا پهلوی مجبور شد پروسه بازنگری  در سیاستهای رژیم خود را آغاز نماید و برخلاف میل باطنی خود، تحت فشار امریکاییها مجبور شد نسخه جدیدی از دمکراسی شاهانه در ایران را به نمایش بگذارد و لذا نظام دو حزبی «ملیون» و «مردم» را ایجاد نمود. در این بین به قدرت رسیدن جان اف کندی از حزب دمکرات و رونمایی از دکترین «اتحاد برای پیشرفت»1 با محوریت جلوگیری از فروپاشی حکومتهای وابسته به امریکا، پهلوی دوم مجبور شد جهت هماهنگی خود با امریکاییها، اصلاحاتی را در ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه انجام دهد. ازاینرو در راستای سازواری راهبردی با استراتژی نرم افزاری امریکا، اصلاحاتی را در قالب فضای باز سیاسی، اصلاحات ارضی، لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی و انقلاب سفید را شروع نمود. اوج این اصلاحات با عنوان انقلاب سفید یا «انقلاب شاه و مردم» به طور فراگیر تمام جنبه­های زندگی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه سنتی ایران را در بر گرفت. مقامات امریکایی جهت تحقق اصلاحات مورد نظر خود، نهادسازی دمکراتیک، تربیت و کادرسازی نخبگان سیاسی تکنوکرات آمریکوفیل، ارتقای منزلت طبقه متوسط جدید را در دستورکار خود قرار دادند؛ که کانون مترقی نمونه و تجلی بارز سیاستهای نرم­افزاری امریکا جهت اعمال نفوذ در عرصه و صحنه سیاست ایران بود. در این نوشتار برآنیم تا از ابعاد شکل گیری و اهداف پروژه نهادسازی دمکراتیک امریکایی ها در ایران رمزگشایی نماییم.

 

گامهای پهلوی دوم در مسیر هماهنگی با نرم افزارگرایی امریکایی

هانتیگتون، تئوری پرداز حوزه انقلابهای سیاسی و اجتماعی در کتاب « سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی» با یک نگاهی ساختاری و جامعه شناسانه اعتقاد دارد که نقطه عزیمت در جوامعی که در مسیر توسعه سیاسی قدم بر می داند، ایجاد و تاسیس نهادهای سیاسی که به نوعی روند توسعه سیاسی را تنظیم کنند، می باشد.  به اعتقاد وی ثبات سیاسی هر جامعه ­ای رابطه ­ای مسقیم با رشد و توسعه تاسیسات و نهادهای سیاسی و رابطه معکوس با افزایش مشارکت سیاسی مردم آن جامعه دارد.2 همانطور که در بخش مقدمه به آن اشاره شد با روی کارآمدن کندی در کاخ سفید، ما شاهد تقویت سیاستهای نرم افزارگرایانه در سیاست خارجی امریکا هستیم. جان اف کندی با اتخاذ دکترین «اتحاد برای پیشرفت» کندی، به این نتیجه رسید که، حمایت امریکا از رژیم­های دیکتاتوری جهان سوم، در نهایت خطر سقوط آنها در دامن کمونیسم را افزایش خواهد داد؛ لذا از اواخر دهه 1330 شمسی، دولتهای اقمار امریکا در اقصی نقاط دنیا می­بایست از شدت دیکتاتوری خود بکاهند و به طور صوری فضای باز سیاسی نیم­بند و آزادی کنترل شده ­ای را در جامعه ایجاد نماید. به اعتقاد کندی در کتاب «استراتژی صلح»، باید رویه حکومتداری رژیمهای سرکوب­گر وابسته به امریکا که با فشار بی­ حد­و ­حصرخود زمینه­ های انقلاب کمونیستی را فراهم نموده بودند، تغییر یابد.3 این استراتژی در ایران به صورت طرح و برنامه «دمکراسی پارلمانی»، «اصلاحات ارضی» و«سیاست اقتصادی درهای باز» جلوه نمود.4

در این راستا ایران به عنوان متحد امریکا در منطقه خاورمیانه و یکی از مهم ترین دیکتاتوریهای منطقه، مورد توجه و تمرکز مقامات امریکایی قرار گرفت. اما از طرف دیگر، حوادث بعد از کودتای 28 مرداد 1332، صحنه سیاست ایران را  بیش از پیش به سمت اقتدارگرایی و دیکتاتوری سوق داده بود. از اینرو در اولین مصاف کندی با پهلوی دوم، محمدرضاشاه درابتدا در برابر اصلاحات موردنظر کندی مقاومت نشان داد؛ اما برای کسب رضایت امریکایی ها، همزمان با روی کار آمدن کندی سخنرانی هایی ایراد نمود ودر قالب الفاظ و شعارهای مکارانه و فریبنده از آزادی انتخابات و آزادی فعالیت های سیاسی سخن گفت5 و آمادگی خود برای اجرای اصلاحات امریکایی را اعلام نمود. از طرف دیگر با توجه به برخورداری ایران از منابع غنی نفت و موقعیت استراتژیک و سوق­الجیشی منطقه­ ای، کندی بعد از مشورت با انگلیسی ها به این نتیجه رسید که استقرار کامل نظام جمهوری در ایران ممکن است منافع امنیتی و اقتصادی غرب و امریکا را در منطقه خلیج فارس به خطر بیاندازد و لذا اصلاحات مورد نظر امریکا باید با محوریت حفظ سلطنت پهلوی صورت بگیرد و شخص شاه نیز مجری این اصلاحات باشد؛ تا با استقرار نظام دمکراسی نیم­ بند و نمایشی، در ایران یک نظام سرمایه­ داری وابسته به امریکا ایجاد شود.6  بدون شک اولین محصول این دمکراسی نیم بند، ترغیب شاه به ایجاد احزاب فرمایشی بود. در این راستا دو حزب موافق و مخالف با نامه ای «حزب ایران نوین و حزب مردم» ایجاد شدند. درسایه این نظام دو حزبی دست­ساز، هم مردم راضی می­شدند و هم منافع طبقات و گروه های حاکم حفظ و تثبیت می­گردید.7

 

کانون مترقی، پوست اندازی دیکتاتوری شاهانه

همانطور که اشاره شد، شکل گیری نظام نمایشی احزاب و اجرای دمکراسی شاهانه در ایران عصر پهلوی دوم،  محصول مستقیم سیاست نرم ­افزاری کندی در ایالات متحده امریکا بود. سیاستی که اثرات و پیامدهای مهمی در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران برجای گذاشت و سبب تربیت و قدرت­گیری دولتمردان یک­دست امریکایی در ساختار سیاسی ایران گردید. افرادی مثل اسدالله علم، حسنعلی منصور، هویدا و.... نخبگانی که بعدها با تصمیم­ سازی و تصمیم­ گیری خود، مقدمات نفوذ امریکا در ساختارهای سیاسی و اقتصادی ایران را فراهم نمودند. 8  تربیت این افراد و نخبگان سیاسی هم برای پهلوی دوم و هم برای امریکا بسیار مطلوب بود. محمدرضا پهلوی از یک طرف در میان افکار عمومی غربی به شاه دمکرات تبدیل می شد و از طرف دیگر شاهد نفود امریکا در لایه های قدرت حکومت ایران هستیم.

درواقع با شروع این سیاست نرم افزارگرایی امریکا در ایران، طبقه متوسط جدیدی متشکل از طبقات دانشگاهی، روشنفکران، بروکراتهای اداری و سرمایه­ داران تجاری و صنعتی بودند؛که در مقابل اشراف زمیندار سنتی – که عملکرد نیمه­ مستقلی در قبال سلطنت و دربار داشتند- کاملاً وابسته به دربار و شخص شاه بودند. در نتیجه این سیاست،
پایه ­گذاری حزبی نوین در ایران با محوریت استفاده از ظرفیت طبقه متوسط – که عمدتاً نیروی جوان و تکنوکرات بودند-  آغاز شد و به شاه ایران دیکته شد که این نظام حزبی نوین، می تواند دربین طبقات متوسط، برای امریکا و سطلنت پهلوی سرمایه اجتماعی مناسبی جذب و جلب نماید. هیئت موسس و اعضای اصلی و اولیه کانون مترقی از این دست احزاب بودند. 9 به اعتقاد استوارت راکول، سفیر وقت‌ آمریکا‌ در‌ ایران، حسنعلی منصور و کانون مترقی در آینده سیاسی ایران نقش مرکزی خواهند داشت و شاه ایران تلاش خواهد نمود مجالس آتی را با ترکیبی از طرفداران کانون مترقی، کـاردانان و صـاحبان صنعت و سرمایه تشکیل دهـد.‌10

همزمان با آغاز موج اصلاحات سیاسی در سایه دکترین اتحاد برای پیشرفت جان اف کندی، گروه های سیاسی مختلفی جبهه ملی دوم و... یکی پس از دیگری شروع به فعالیت کردند. مطابق برنامه امریکا و شاه،  احزاب سیاسی دیگری نیز باید در این فضا موج سواری می کردند و فضا و عرصه سیاسی را برای تامین منافع سلطنت و اربابان خارجی آن فراهم می نمودند.  تشکیلاتی نظیر کانون ترقی از این­دست آخر بودند.11 پیشینه تشکیل کانون ترقی به سالهای اولیه تاسیس ساواک در سال 1335 برمیگردد. در این سالها و از همان ابتدای آغاز کمک های فنی و اقتصادی امریکا در قالب اصل چهار ترومن به ایران، امریکاییها سعی نمودند مهره­ های وابسته به خود را در ساواک و ادارات مجری اصل چهار جای­گذاری نمایند؛ ازاینرو حدود 30 نفر برای فرصت مطالعاتی به امریکا اعزام شدند و بعد از بازگشت نیز در هسته­ های علمی دانشگاه ملی که عمدتاً فارغ ­التحصیلان دانشگاه های امریکایی بودند، شروع به فعالیت فکری و سیاسی نمودند. بعدها این افراد در دهه 40 و 50 شمسی نقشهای سیاسی مهمی در ساخت قدرت سیاسی ایران به عهده گرفتند. این کانون که در سال 1342 موجودیتش توسط حسنعلی منصور به صورت رسمی اعلام شد؛ از شکل­ گیری طبقه متوسط با گرایشات امریکایی هم در سطح نخبگانی و هم در سطح همگانی نوید می­داد. تشکیلاتی که به عنوان نیروی پیش برنده سیاستهای امریکا در ایران به شمار می ­آمد و به نوعی خلاء مشاوره ­ای درسلطنت پهلوی را نیز پوشش می­داد؛ مشاورانی که طبق الگویی که هانتیگتون در کتاب «سرباز و دولت» پیشنهاد داده بود، باید موقعیت شاه را به عنوان قدرت فائقه مرکزی تقویت نمایند. درعین حال این هیئت مشورتی، شاه ایران را از سیاستمداران نسبتاً مستقل نظیر علی امینی بی­نیاز می­ساخت. از اینرو کانون مترقی به عنوان منجی کشور ایران و با هدف سروسامان دادن به اوضاع اقتصادی، صنعتی و فرهنگی کشور و جبران عقب­ ماندگی اقتصادی کشور، توانست در انتخابات مجلس بیست­ و­یکم پیروز شود و با تشکیل «ائتلاف نهضت ششم بهمن» جایگاه خاصی در عرصه سیاست ایران کسب نماید.12 بعد از این پیروزی، دربار پهلوی بار دیگر به عنوان هسته اصلی قدرت سیاسی کشور مطرح شد و پایگاه اجتماعی دربار نیز از طبقه اشراف زمیندار به طبقه متوسط شهری انتقال پیدا نمود.13حسنعلی منصور نیز بعد از تصدی پست نخست ­وزیری، در 24آذر 1342، تاسیس حزب ایران نوین برپایه­ های کانون مترقی را اعلام نمود. این حزب عملاً تا سال 1353- که حزب واحد رستاخیز تاسیس شد- عرصه و صحنه سیاست ایران را کارگردانی می­نمود 14 انتخابات مجلس بیست ­و­دوم تا بیست­ و ­چـهارم، زیر نفوذ شدید این جریان امریکایی، کاملاً  فرمایشی برگزار شد و پهلوی دوم و امریکا، از موفقیت پروژه دمکراسی شاهانه خرسند بودند.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •