نفوذ جریان چپ در ارتش شاهنشاهی

نفوذ جریان چپ در ارتش شاهنشاهی

صادق طباطبائی در یکی از آثار خود معتقد است، سازمان نظامی و زیرزمینی افسران حزب توده بر ‏‎ ‎‏اساس مدارک موجود در ساواک 635 نفر عضو داشت...

کافه تاریخ- مقالات

 

بعد از سقوط حکومت پهلوی اول، فضای سیاسی به وجود آمده شرایط مناسبی جهت فعالیت احزاب و گروه‌های مختلف به وجود آورد. چنانچه احزاب و گروه‌های چپ با سازماندهی خود، حزب توده ایران را تأسیس کرده و در بدنه جریانات مختلف سیاسی و نظامی همچون ارتش نفوذ کردند. نفوذ حزب توده و گرایشان چپ در ارتش را می‌توان تا چند سال بعد از کودتای 28 مرداد نیز مشاهده نمود. بعد از کودتا، شاه با تأسیس نهادهایی چون ساواک به سرکوب احزاب مختلف از جمله حزب توده پرداخت و از این طریق توانست ارتش را از هر گونه گرایشات چپ عاری نماید.


گرایشات چپ بعد از سقوط پهلوی اول
گروه‌های کمونیستی در دوره رضاشاه با محدودیت‌های فراوانی روبرو بودند و رضاشاه در راستای سیاست تمرکززدایی و سرکوب احزاب و گروه‌های مختلف، بسیاری از طرفداران کمونیستی را دستگیر و زندانی نمود. در آشکارترین مورد 53 نفر از این افراد دستگیر و زندانی شدند و عملاً فعالیت آنان با دشورای‌های فراوانی مواجه شد. بعد از سقوط پهلوی اول، تعدادی از دستگیرشدگان آزاد شدند و از فضای نسبتاً مطلوبی برای فعالیت برخوردار گشتند. در سال 1320، پس از اشغال خاک ایران توسط متفقین، مسؤلین "انترناسیونال کمونیستی شوروی"(کمینترن) مسئله‌ تأسیس یک حزب سیاسی را که حامل اهداف و منافع اتحاد شوروی در فضای سیاسی نوین ایران باشد را در دستور کار خود قرار دادند و هسته اولیه‌ حزب توده را تشکیل دادند.1 این حزب با توجه به فرصت به دست آمده تحرکات جدیدی را آغاز نمود و در بسیاری از سازمان‌ها و گروه‌های سیاسی مختلف همچون ارتش نفوذ کرد. نفوذ حزب توده در ارتش از طریق شاخه نظامی حزب توده و برخی از افسران نظامی با گرایشات چپ بارزترین نمونه نفوذ حرب در این دوره است.


نفوذ گرایشات چپ در ارتش
حزب توده از طریق نهادی به نام افسران حزب توده بر ارتش نفوذ داشت. سابقه نفوذ حزب چپ به اواخر دوران رضاشاه بازمی‌گردد. بر این اساس پس از جنگ دوم بخش بزرگی از ارتش شاهنشاهی با نظامیان اشغالگر روس تماس داشتند و سرویس‌های اطلاعاتی شوروی از فرصت برای آموزش مکتبی تعدادی از افسران که نسبت به مفاهیم نوسازی و بسط عدالت اجتماعی بی‌اعتنا نبودند استفاده کرده بودند. بعلاوه از زمان رضاشاه پلیس سیاسی استالین گ. پ. او. (که بعدها به کا.گ.ب تغییر نام داد) ارتش ایران را آماجگاه ممتازش در مبارزه‌ای کرده بود که میان ابرقدرت‌ها برای کنترل ایران وجود داشت.2 بعد از آن با توجه به فضای سیاسی دهه 20، گروهی از اعضای حزب توده، با نقش کلیدی فردی به نام خسرو روزبه، سازمان افسران حزب توده را تشکیل دادند. سازمان افسران حزب توده یک هیئت دبیران و یک هیئت اجرائیه داشت که هیئت دبیران دارای 3 عضو بود که در زمان دستگیری اعضای سازمان عبارت بوده‌اند از: 1. خسرو روزبه به نام مستعار سعیدی، 2. سرهنگ عزت‌الله سیامک، 3. سرهنگ محمدعلی مبشری، که از میان اعضا، سروان خسرو روزبه مسئولیت شاخه اطلاعات نظامی حزب را عهده‌دار بود.3 
روزبه چندین بار در دوران فعالیت‌های خود دستگیر و زندانی شد. برخی از اعضای سازمان نیز طی حوادث و رویدادهای سیاسی مختلف همچون موضوع آذربایجان و یا قیام خراسان دستگیر و یا کشته شدند و نفوذ آنها کاهش یافت. این سازمان تا قبل از کودتا افراد زیادی را به ارتش وارد کرد. این افراد چندان به قدرت مرکزی یعنی شاه وابسته و وفادار نبودند و به دنبال اهداف سازمانی و سیاسی بودند و این موضوع تهدید مهمی برای ارتش و رژیم بود.  به طور کلی بسیاری از افسران جزء در نیروهای مسلح و انتظامی، برخلاف همکاران ارشد خود، نسبت به شاه چندان وفادار نبودند. شماری از آنها به شدت تحت تاثیر جبهه ملی، یا حزب توده و دیگر سازمان‌های سیاسی مخالف قرار داشتند و در برابر شیوع فساد در کشور و نیز ناتوانی شاه در انجام برنامه‌های رفورم احساس نومیدی می‌کردند و حتی نسبت به گروه‌های اپوزیسیون، بیشتر از رؤسای خود همدل و علاقمند بودند.4 
به طور کلی رژیم بر موضوع نفوذ گرایشات چپ بر ارتش نگران بود؛ زیرا می‌دانست در درازمدت ممکن است بسیاری از افسران رده‌های پایین تحت تأثیر گرایشات چپ قرار گیرد. هرچند این طبقه از افسران درجات پایین، قدرت و نفوذ چندانی نداشتند، ولی موفقیت هریک از سازمان‌های مخالف رژیم در جلب آنها، اهمیت زیادی داشت، زیرا آنان فرماندهان بلاواسطه سربازان تحت امر خویش بودند و می‌توانستند در پشتیبانی از مخالفان و یا سرکوب آنها نقش اساسی ایفا کنند. بدین ترتیب، نارضایی در میان افسران جزء، در آن دوران تهدید بزرگی علیه رژیم شاه بود.»5 
البته نگرانی رژیم از این موضوع چندان نیز بی‌دلیل نبود، زیرا بر کسی پوشیده نبود که در دوره پیش از به قدرت رسیدن مصدق و بویژه در دوره نخست وزیری قوام السلطنه نظامیان با توده‌ای‌ها ابراز همدلی کرده بودند.6 در رابطه با تعداد افراد سازمان افسران توده در ارتش آمار دقیقی در دست نیست؛ اما برخی از منابع در آماری عددی تعداد این افراد را چیزی مابین 500 تا 100 نفر دانسته‌اند. صادق طباطبائی در یکی از آثار خود معتقد است، سازمان نظامی و زیرزمینی افسران حزب توده بر ‏‎ ‎‏اساس مدارک موجود در ساواک 635 نفر عضو داشت.7 
سازمان تا کودتای 28 مرداد توانست بر بسیاری از افسران ارتش نفوذ یابد با این حال در طی جریان کودتای 28 مرداد، سازمان افسران حزب توده واکنش خاصی به کودتا نشان ندادند و شاید بتوان گفت از این طریق به تحقق کودتا نیز کمک کرد. بعلاوه سازمان و برخی از اعضای شاخص آن از جمله روزبه دست به اقدامات غیرانسانی و وحشیانه زیادی نیز زدند. از جمله این اقدامات می‌توان به ترور محمد مسعود روزنامه نگار ضد رژیم اشاره نمود که به طرز فجیعی به قتل رسید. با این حال بیشتر اعضای سازمان بعد از کودتا از طریق سازمان ساواک دستگیر شدند و همین موضوع، سازمان را از اساس متلاشی نمود. اکثر افراد سازمان توسط بختیار شناسایی و کنار گذاشته شدند. «در خرداد و تیر سال 1333، در پی تحقیقاتی افسری مظنون به تمایلات کمونیستی بازداشت می‌شود بنام سروان ابوالحسن عباسی، فارغ‌التحصیل دانشکده افسری تهران. از شروع دستگیری افسران مصدقی از یک طرف و افسران توده‌ای از طرف دیگر مقدم و بختیار به وجود بک سازمان زیرزمینی توده‌ای در ارتش پی می‌برند»8 و از این طریق ارتش از بسیاری از نیروهای چپ تصفیه می‌شود. 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •