نگاهی به زندگی سیاسی همسر رضاشاه

نگاهی به زندگی سیاسی همسر رضاشاه

گفته می‌شود تاج‌الملوک به مواد مخدر به خصوص تریاک نیز گرایش داشت و از آن استفاده می‌کرد. وی حتی به همراه دخترش اشرف، به تجارت مواد مخدر می‌پرداخت. او چندین ویلا در داخل و خارج از کشور نیز برای خود ترتیب داده بود. تاج‌الملوک در آستانه انقلاب، ایران را ترک کرد و راهی آمریکا شد. وی چند ماه بعد از مرگ فرزندش محمدرضا بدون اینکه از انقلاب ایران و مرگ فرزندش آگاه باشد، از دنیا رفت.

کافه تاریخ- مقالات


تاج‌الملوک آیرملو، همسر دوم رضاشاه و مادر محمدرضا پهلوی، یکی از زنان بانفوذ در حکومت پهلوی بود. وی علیرغم آنکه شخصیت قوی و متنفذی داشت، اما در دوره حکومت همسر خود، فرصت و توان چندانی برای مداخله در امور سیاسی نیافت. با این حال در دوره حکومت فرزندش محمدرضا، دربار را به محل تجمع دوستان و آشنایان خود تبدیل نمود و در بسیاری از موارد به دخالت مستقیم در سیاست و زندگی شخصی فرزندش محمدرضا ‌پرداخت. دخالت‌های تاج‌الملوک، موجب تحولات و تغییرات خاصی در امور سیاسی و زندگی شخصی محمدرضا شاه شد که در ادامه ضمن بررسی شخصیت تاج‌الملوک، به فعالیت‌های او در دوره پهلوی اول و دوم پرداخته می‌شود.


تاج‌الملوک و زندگی او
رضاشاه چهار همسر داشت؛ اما هیچ‌کدام به اندازه همسر دوم او تاج‌الملوک، جرأت رویارویی با رضاشاه را نداشت. تاج‌الملوک در سال 1278ش و بنا به برخی از منابع در سال 1270 در باکو و از پدری قزاق به دنیا آمد. او در خاطرات خود پیرامون پدرش آورده است «پدر مرحومم افسر عالیرتبه دیویزیون قزاق بود و جز افسران ارشد با درجه میرپنجی بود....»1 پدر تاج‌الملوک چند سال قبل از پیروزی بلشویک‌ها و سقوط تزار مامور خدمت در دیویزیون قزاق شد که به دنبال این انتصاب، تاج‌المولک به همراه پدر و سایر اعضای خانواده‌اش مجبور شدند به ایران بیایند. 
رضاشاه در آن زمان، به عنوان سرباز در نیروی قزاق خدمت می‌کرد و همین موضوع باعث آشنایی رضاخان و پدر تاج‌الملوک گردید. البته در برخی از منابع گفته شده است که رضاشاه در حادثه‌ای، پدر تاج‌الملوک را از مرگ حتمی نجات می‌دهد و همین موضوع باعث خرسندی او و آشنایی متقابل رضاشاه و پدر تاج‌الملوک گردید. این آشنایی در نهایت خواستگاری و ازدواج رضاخان از تاج‌الملوک را به همراه داشت. «از آنجا که پدر تاج‌الملوک یک میرپنج بود، برای رضاخان افتخاری بود که با دختر او ازدواج کند. هرچند تاج‌الملوک به ظاهر با این ازدواج موافق نبود؛ اما قلباً راضی به آن بود.»2 حاصل این ازدواج محمدرضا، اشرف، شمس و علیرضا پهلوی بود. تاج‌الملوک گرچه همسر دوم رضا پهلوی بود، اما به دلیل آنکه مادر اولین فرزند پسر رضاخان و ولیعهد بود؛ از قدرت بیشتری نسبت به دیگر همسران رضاخان برخوردار بود. از این رو در بسیاری از مسائل سیاسی کشور آشکارا دخالت می‌کرد.


دخالت تاج‌الملوک در سیاست
تاج‌الملوک سواد زیادی نداشت و از امور سیاسی چیز زیادی نمی‌دانست و می‌توان با استناد به خاطرات ثریا اسفندیاری گفت عقاید و اندیشه‌های او مربوط به حرمسرایی بود که در آن زندگی می‌کرد؛ اما منظور این نیست که او فاقد نفوذ بود. ثریا در این رابطه گفته است «من دریافتم که دربار تهران اساسا دربار تحت سلطه زنان بود. گرچه رسماً زنان هیچ گونه حقوقی نداشتند ولی با هزاران دوز و کلک به اهداف خود می‌رسیدند و من به این نتیجه می‌رسیدم که در جامعه‌ای کاملاً مادر شاهی به سر می‌برم که تمام اختیارات از آن ملکه مغرور و خودسر است.»3 
البته ملکه مادر در دوران رضاشاه قدرت و اختیار چندانی در امور سیاسی نداشت. هر چند در بسیاری از موارد به خصوص در موضوع ازدواج سوم و چهارم رضاشاه اقتدار او را به چالش کشید. «رضاشاه هنگامی اعلام کرد زن دیگری که بسیار جوانتر بود اختیار کرده است که کودتای خود را با موفقیت به انجام رسانده و به قدرتمندترین مرد ایران تبدیل شده بود. از همسر اول انتظار می‌رفت که رقیب تازه خود را بپذیرد... اما مادر شاه این کار را نکرد. واکنش او در مقابل این واقعه بسیار شدید بود.»4 این در حالی بود که در آن دوره گرفتن زن دوم و یا سوم در ایران امری متداول بود. 
تاج‌الملوک یکی از حامیان اصلی رضاشاه در قانون کشف حجاب زنان بود. زمینه‌های بی‌حجابی در این خانواده بود، (حضور ملکه و دخترانش در فروردین ۱۳۰۶ در حرم حضرت معصومه و عدم توجه به حجاب که باعث اعتراض واعظ حرم و نیز شیخ محمد بافقی شد.) تا زمانی ‌که رضاخان تصمیم به اجرای قانون کشف حجاب گرفت که در روز اعلان عمومی‌ آن ترتیبی داد که ملکه و دخترانش بی‌حجاب از مدعوین پذیرایی کنند.5 با این حال بعد از تبعید رضاشاه به جزیره سنت موریس، تاج‌الملوک همسر خود را همراهی نکرد و در کنار فرزندش ماند تا بر او نظارت داشته باشد. 
حضور تاج‌الملوک در دربار باعث گسترده شدن مداخلات او در امور سیاسی شد، تا جایی که بعد از حوادث 30 تیر 1331، مصدق از شاه خواست او و اشرف را راهی فرنگ نماید و به نوعی آنها را از کشور خارج کند. از همین رو تاج‌الملوک و دخترش اشرف پهلوی با کشتی نیوآمستردام هلندی عازم نیویورک شدند و تصمیم گرفتند بعد از اقامتی موقت در این ایالت، به کالیفرنیا عزیمت کنند. بر این اساس می‌توان گفت «حضور نه چندان آگاهانه و عاری از بلوغ اجتماعی او در عرصه سیاست و تبعیدش همراه اشرف پهلوی در زمان دکتر مصدق ناشی از خوی و خصلت قدرت طلبانه او بود»6 
تاج‌الملوک علاوه بر مسائل سیاسی کشور، در زندگی شخصی محمدرضا نیز دخالت می‌کرد؛ چنانچه بعد از ازدواج محمدرضا با فوزیه، همواره فوزیه را مورد آزار و اذیت قرار می‌داد، تا جایی که بسیاری معتقدند عامل اصلی طلاق آنان، همین آزار و اذیت‌ها بود. هر چند تاج‌الملوک در خاطرات خود منکر این ادعا است. او حتی با ثریا همسر دوم محمدرضا نیز رفتار مناسبی نداشت و مرتباً به خاطر نازایی او را شماتت می‌کرد. «جدای از حسادت‌های زنانه و دسیسه‌های جاه‌طلبانه...، مداخله گاه و بیگاه وی در سیاست و تمهیدات او برای مطرح کردن علیرضا پهلوی در برابر محمدرضا پهلوی از جمله اهرم‌هایی است که به منظور کسب قدرت بیشتر به کار می‌برده است.»7 
گفته می‌شود تاج‌الملوک به مواد مخدر به خصوص تریاک نیز گرایش داشت و از آن استفاده می‌کرد. وی حتی به همراه دخترش اشرف، به تجارت مواد مخدر می‌پرداخت. او چندین ویلا در داخل و خارج از کشور نیز برای خود ترتیب داده بود. تاج‌الملوک در آستانه انقلاب، ایران را ترک کرد و راهی آمریکا شد. وی چند ماه بعد از مرگ فرزندش محمدرضا بدون اینکه از انقلاب ایران و مرگ فرزندش آگاه باشد، از دنیا رفت. «گفته می‌شود هیچ یک از افراد خانواده عهده‌دار مخارج خاکسپاری او نشدند.»8 
 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •