آموزگار، کمر به خدمت شاه می‌بندد

آموزگار، کمر به خدمت شاه می‌بندد

آموزگار، به هیچ اقدامی که ممکن است خشم شاه را برانگیزد، دست نمی‌زند و تا آنجایی که امکان پذیر است به طور کامل و بی هیچ گونه انتقادی، کمر به خدمت شاه بسته است...

کافه تاریخ- کشکول

 

تقریباً بدون استثنا رمز ماندگاری تمام افراد نزدیک به شاه و دربار، در سیستم سیاسی رژیم، تبعیت کورکورانه و محض از شاه بود. این خصلت را می‌توان در ابعاد شخصیتی بساری از افراد از نالایق‌ترین آنها تا توانمندترین و باسوادترین آنها دید. آموزگار نیز یکی از همین افراد است که علیرغم عملکرد ضعیف خود در سایر بخش‌ها به عنوان گزینه نخست‌وزیری انتخاب شد:
«آموزگار، نخست‌وزیر، یک مدیر لایق نیست. برای مثال وی وزارت دارایی را به نحو بدی اداره کرد و بدون توجه به جزئیات یا کارایی حداکثر، تمایل به اجتناب ورزیدن از مشکلات متعارف مدیریت و اداره امور وزارتخانه داشت. زمانی که وی وزیر کشور بود، هرگز با استانداران ملاقات نکرد، که به نحو قابل توجهی چشمگیر بود. در زمان دبیرکلی حزب رستاخیز، وی شخصا دستاورد بسیار کمی داشت. او باهوش و سخنرانی ماهر و از حمایت قوی برخی افراد برخوردار است و از جانب برخی دیگر مورد تنفر شدید واقع است. زیردستان و همتاهای وی یا وی را بسیار تحسین می‌نمایند و یا از وی تنفر دارند. او به هیچ اقدامی که ممکن است خشم شاه را برانگیزد، دست نمی‌زند و تا آنجایی که امکان پذیر است به طور کامل و بی هیچ گونه انتقادی، کمر به خدمت شاه بسته است. او شخصاً «خسیس»، گوشه گیر و اکثر اوقات مخرب و فرساینده است. وی بدون توجه به سوابق تحصیلی، اصلاً روشنفکر نیست.»1

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •