مردانی که سیاست را به عموزاده‌های آمریکایی سپرده بودند

مردانی که سیاست را به عموزاده‌های آمریکایی سپرده بودند

بعد از روی کار آمدن کانون مترقی و تکنوکرات‌های وابسته به آمریکا، برخی ترجیح داده بودند که به کار داد و ستدشان با ایران مشغول باشند و از در آمدهای نفت که هزینه می‌شد آنها هم سهم خودشان را بگیرند...

کافه تاریخ- اخبار تاریخی

 

شریف امامی وقتی برای دومین بار به عنوان نخست‌وزیر انتخاب شد، از نظر سیاسی چهره‌ای مبهم و ناشناخته بود. گرچه انتخاب و انتصاب او به این پست برای دومین بار صورت گرفت؛ اما اشتغال او به مسائل اقتصادی و بهره‌گیری از مشاغل نان و آب دار باعث شده بود تا چهره سیاسی وی و علایق او چندان مشخص نباشد.
«شریف امامی البته دوستان دیگری هم داشت که عموماً عضو لرهای فراماسونی بودند و کسی بیاد ندارد که اینان حاضر شده باشند در سال‌های قدرت شاه خارج از چهارچوب حرفی بزنند و اظهارنظری بکنند که بوی موافقت با مخالفت بدهد. بعنوان نمونه از آنجمله افراد یکی سناتورجلالی نائینی دوست نزدیک شریف امامی بود که البته حقوقدان بود و عضو هیأت مدیره کانون وکلا و بعلاوه حافظ شناس و اهل تحقیق و تتبع بود و اگر با او مصاحبه‌ای می‌شد در هر مقوله‌ای سخن می‌گفت الا از سیاست و سیاست برای او تنها همان تکرار حرف‌های کلیشه‌ای و قالبی بود که اگر آن‌را خوب تجزیه و تحلیل می‌کردی چیزی دستگیرت نمی‌شد و در آن جهت و خط و موضع معینی را نمی‌دیدی. شاید این شیوه به تبعیت از سیاست دولت فخیمه بود که اساساً بعد از روی کار آمدن کانون مترقی و تکنوکرات‌های وابسته به آمریکا، ترجیح داده بودند که به کار داد و ستدشان با ایران مشغول باشند و از در آمدهای نفت که هزینه می‌شد آنها هم سهم خودشان را بگیرند و تانک چیفتن خودشان را بفروشند و از شاه برای اکتشاف نفت شمال پول بگیرند و از این قبیل امور صرفا نان و آبدار، و کار سیاست را در ایران به عمو زاده‌های آمریکائی خود بسپارند و البته منتظر بمانند که سرانجام چه خواهد شد. این شیوه سر مشق وابستگان و پیروان و دوستداران آنها هم شده بود و از همین روست که بظاهر در طول مدت تقریباً ۱۰ سال که از روی کار آمدن گروه در منصور - هویدا می‌گذشت از نظر سیاسی هیچ مشخصه‌ای نمی‌توان برای شریف امامی در نظر گرفت جز نوعی بی‌رنگی و عدم حضور در جریانات.»1

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •