کینه‌های شخصی محمدشاه

کینه‌های شخصی محمدشاه

برخی معتقدند که محمدشاه نیز شخصاً از قائم‌مقام کینه به دل داشت و همین کینه‌ها در کنار دسیسه دشمنان، موافقت او را با حذف قائم‌مقام فراهم نمود. مطابق با این دیدگاه، قائم‌مقام در موارد متعددی مانع از خودسری‌های شاه شده بود و همین موضوع بهانه کینه‌ورزی علیه او را فراهم آورده بود...

کافه تاریخ- اخبار تاریخی

برخی معتقدند که محمدشاه نیز شخصاً از قائم‌مقام کینه به دل داشت و همین کینه‌ها در کنار دسیسه دشمنان، موافقت او را با حذف قائم‌مقام فراهم نمود. مطابق با این دیدگاه، قائم‌مقام در موارد متعددی مانع از خودسری‌های شاه شده بود و همین موضوع بهانه کینه‌ورزی علیه او را فراهم آورده بود:

«تنی چند از وقایع‌نگاران عهد ناصری، کینه‌های شخصی محمدشاه را از قائم‌مقام، انگیزه دیگری از عوامل سقوط آن وزیر بزرگ دانسته‌اند. لسان‌الملک سپهر از جمله آن‌هاست که در این زمینه می نویسد: أن کبری که با منصب همساز است و آن غفلتی که با دولت انباز، نگذاشت که دل پادشاه را با خود صافی دارد و کدورت خاطرش را که به سال‌های دراز متراکم بود، بزداید. چه از آن وقت که وزارت نایب‌السلطنه عباس میرزا داشت پیوسته محمدشاه از روش او به اکراه بود. اجری و مواجب ملازمان حضرتش را بی‌مشقت ادا نمی‌نمود و در حل و عقد أمور دولت، هرگز بر مراد او تقدیم أمری نمی‌فرمود. سپهر آنگاه به ذکر نمونه‌ای از امساک و خشک دستی قائم‌مقام نسبت به محمدمیرزا اشاره می‌کند: در مملکت خراسان یک شب چنان افتاد که شاهزاده محمود در سراپرده محمدشاه به میهمان حاضر شد. شاهنشاه غازی قائم‌مقام را پیغام کرد که امشب مرا میهمانی رسید و خورش و خوردنی که لایق میزبان و میهمان باشد بفرمای تا در اینجا حاضر کنند. در پاسخ گفت: قانون شما آنست که هر شب باید در سر خوان نایب السلطنه، کار أکل و اشرب کنید. خوان جداگانه بدست نشود. هم اکنون میهمان را عذر در کنار نهید و بدانجا کوچ دهید. محمدشاه از این سخن سخت آشفته شد و حشمت پدر مانع بود که قائم‌مقام را کیفر کند از اینگونه کردارها افتاد که پادشاه غیور قتل قائم‌مقام را بر خویش واجب دید.»1

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •