فراز و فرود حزب رستاخیز

فراز و فرود حزب رستاخیز

با تشکیل حزب رستاخیز، دو جناح به نام‌های جناح سازنده و پیشرو نیز در آن شکل گرفت و جمشید آموزگار و هوشنگ انصاری به عنوان رهبران آن برگزیده شدند. این دو جناح با اهداف خاصی تعبیه شدند و تحت نظارت شاه قرار داشتند. با این مقدمه کوتاه در ادامه به بررسی بیشتر این دو جناح و اهداف آن پرداخته می‌شود.

کافه تاریخ- مقالات

محمدرضا پهلوی، با ادعای التزام خود به مبانی دموکراتیک، همواره از نظام چند حزبی ستایش می‌کرد و مدعی فضای باز سیاسی در کشور بود؛ اما در سال 1353 به یکباره با ادغام تمام احزاب سیاسی، عنوان نمود که نظام حزبی کشور بعد از این در یک حزب واحد تحت عنوان حزب رستاخیز فعالیت خواهد کرد. با تشکیل حزب رستاخیز، دو جناح به نام‌های جناح سازنده و پیشرو نیز در آن شکل گرفت و جمشید آموزگار و هوشنگ انصاری به عنوان رهبران آن برگزیده شدند. این دو جناح با اهداف خاصی تعبیه شدند و تحت نظارت شاه قرار داشتند. با این مقدمه کوتاه در ادامه به بررسی بیشتر این دو جناح و اهداف آن پرداخته می‌شود.

ادغام احزاب و تشکیل حزب رستاخیز

محمدرضا شاه بعد از کودتای 28 مرداد، با محدود کردن فعالیت‌های حزبی به دو حزب مردم و ایران نوین که ظاهراً رقیب یکدیگر محسوب می‌شدند، استقلال عمل سیاسی را محدود کرده و ساخت قدرتی مطلقه را پایه‌ریزی نمود. این در حالی بود که او «قانون اساسی ۱۳ مرداد ۱۲۸۵ (۵ اوت ۱۹۰۹) را نوعی قانون اساسی ظاهری و مجلس اول را مجلس زیر سلطه کامل فئودال‌ها می‌دانست»1 و به نوعی خود را حامی دموکراسی می‌پنداشت؛ هر چند در مواردی نیز صریحاً ایران را فاقد شرایط مناسب جهت انتخابات آزاد و فضای دموکراتیک می‌دانست. در هر صورت، فضای سیاسی بسته‌ای که محمدرضا به وجود آورد به گسترش بحران‌های سیاسی و اجتماعی منجر شد.

در این شرایط، شاه بر آن شد با ادغام حزب ایران نوین و سایر احزاب رسمی موجود و به منظور «گسترش بخشیدن به مبانی حمایت اجتماعی رژیم و یا واکنش به برخی بحران‌های درونی بلوک قدرت»2 نظام تک‌حزبی با محوریت حزب رستاخیز را به وجود آورد. به دنبال تأسیس حزب، شاه «در بهار سال ۵۴ اعلام کرد کسی که وارد حزب رستاخیز نشود، دو راه در پیش دارد؛ چنین شخصی یا وابسته به یک سازمان غیرقانونی است، یا به حزب توده و به بیان دیگر یک خائن است. این چنین فردی جایش در یکی از زندان‌های ایران است، یا اگر مایل باشد می‌تواند همین فردا کشور را ترک کند....»3 البته شاه بری آنکه نشان دهد حزب، کانونی جهت انتقادات سیاسی و طرح مسائل مربوط به کشور است دو جناح نیز برای آن تعیین کرد.

ساختار حزب و جناح‌های آن

حزب رستاخیز در درون خود، دو جناح داشت که بلافاصله بعد از اعلام موجودیت حزب رستاخیز، به وجود آمد. بر این اساس، در اولین کنگره حزبی که در اردیبهشت ماه 1354 با حضور 4500 نماینده تشکیل شد، هویدا نخست‌وزیر، به عنوان دبیرکل حزب برگزیده شد و بلافاصله با اعلام تشکیل دو جناح سازنده به رهبری هوشنگ انصاری وزیر اقتصاد و دارایی و دیگری به نام جناح پیشرو به رهبری جمشید آموزگار وزیر کشور، فعالیت سازمانی و سیاسی خود را آغاز نمود.4 حزب پیشرو با نام پیشرو و مترقی یا پیشرو و ترقی خواه هم از آن یاد شده است. البته در اواخر عمر حزب، جناح سومی به نام «گروه اندیشمندان» به ریاست هوشنگ نهاوندی رئیس سابق دانشگاه تهران به وجود آمد.5 این جناح از نقد عملکردهای حزب رستاخیز شکل گرفت و اعضای آن به بررسی مسائل ایران می‌پرداختند که به گفته نهاوندی  به پیشنهاد خود شاه تشکیل شده بود و غالباً «اپوزسیون اعلیحضرت» خوانده می‌شد.6

در رابطه با اینکه دو جناح توسط چه کسی و یا پیشنهاد چه کسانی ایجاد شد، به موارد متعددی اشاره شده است، اما در اصل «به نظر می‌رسد بنا به فرمان شاه و برای ایجاد تحرک بیشتر در حزب دست به این کار زده می‌شود.»7 در رابطه با علل به وجود آمدن این دو جناح و وظایف آن نیز دلایل متعددی مطرح شده است. برخی به نمایش ظاهری شاه در ایجاد فضای بحث و انتقاد اشاره کرده‌اند و معتقدند شاه با ایجاد این فضا، درصدد بود آن را محفلی برای انتقال و تبادل دیدگاه‌های متضاد تبدیل نماید. به عبارتی طبق تصمیمات گرفته شده، «ظاهراً قرار بود که نمایندگان دو جناح دارای دو طرز فکر مختلف، اما وفادار به اصول سه گانه حزب و معتقد به اجرای اساسنامه و مرامنامه باشند و درواقع گرایش‌های مختلف سیاسی حزب‌های پیشین وفادار به نظام، در این دو جناح متمرکز شود. رهبران جناح‌ها را خود شاه تعیین کرد.»8

گروهی نیز بر این باور هستند که حزب رستاخیز و جناح‌های آن، واکنش نهایی شاه به بحران‌های اجتماعی و سیاسی بود، زیرا به باور شاه عضویت جمع کثیری از مردم در آن، ضمن آنکه می‌توانست پایه‌های حمایت اجتماعی رژیم را تقویت نماید، با ایجاد فضای کنترل شده بحث و انتقاد نیز عاملی در ایجاد رضایت عمومی مردم بود. از همین رو شاه به اطرافیان خود گفته بود "حزب رستاخیز آخرین برگه امید است و اگر موفق نشویم راه‌حل دیگری وجود ندارد." اما همانطور که از وظایف دو جناح مشخص است، هدف اصلی از ایجاد دو جناح، نشان دادن التزام ظاهری رژیم به فضای نقد و اصول دموکراتیک بود؛ در حالیکه دو جناح تحت نظارت مستقیم شاه و افراد منصوب شده او قرار داشتند و ملزم به وفاداری به نظام بودند.

از این رو، حزب علیرغم برخورداری از دو جناح، هیچگاه نتوانست کارکرد و نقش حزب به مفهوم مدرن آن را ایفا نماید. در همین رابطه اسدالله علم از دوستان نزدیک شاه با اشاره کلی به این موضوع، در خاطرات خود آورده است «گزارش دادم که در فعالیت‌های حزب جدید رستاخیز وقفه ایجاد شده است، بی‌آنکه حزب بتواند هیچ نوع فرصت واقعی برای مباحثه یا مناظره به وجود آورده باشد. به رغم آن همه جار و جنجال، تنها دستاورد ملموس آنها این است که عکس همه را در روزنامه‌ها چاپ کنند و صحنه جدیدی برای شعبده بازی‌های مسخره هویدا بوجود آورند.»9 بر این اساس و با توجه به ساختار حزب رستاخیز و برخورداری آن از دو جناح انتقادی و مشورتی، این حزب نتوانست در جریان انقلاب اقدام سازنده‌ای انجام دهد و از همین رو با حمله مردم و انقلابیون به دفاتر آن، در نهایت در مهر 1357 به طور رسمی منحل شد.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •