<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<!-- generator="استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 4.0" -->
<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <channel>
        <title>کافه تاریخ - آخرين عناوين سبک زندگی :: نسخه کامل</title>
        <description><![CDATA[تهیه شده توسط  کافه تاریخ]]></description>
        <link>https://www.cafetarikh.com/life_style</link>
        <lastBuildDate>Thu, 16 Jul 2026 07:47:54 GMT</lastBuildDate>
        <generator>استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 4.0</generator>
        <image>
            <url>https://www.cafetarikh.com/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif</url>
            <title>کافه تاریخ - آخرين عناوين سبک زندگی :: نسخه کامل</title>
            <link>https://www.cafetarikh.com/life_style</link>
            <width>100</width>
            <height>70</height>
            <description><![CDATA[تهیه شده توسط  کافه تاریخ]]></description>
        </image>
        <language>fa</language>
        <copyright>نقل و نشر مطالب با ذکر نام   کافه تاریخ آزاد است.</copyright>
        <pubDate>Thu, 16 Jul 2026 07:47:54 GMT</pubDate>
        <category>سبک زندگی</category>
        <ttl>60</ttl>
        <atom:link href="https://www.cafetarikh.com/rssb5.-er48r6--4qhfle2m..irpiuz.ruor8vo.xml" rel="self" type="application/rss+xml" />
        <item>
            <title>از خشت و آب تا آهن و بتن؛ روایتِ هزارساله شهرنشینی در ایران</title>
            <link>https://www.cafetarikh.com/news/50347/خشت-آب-آهن-بتن-روایت-هزارساله-شهرنشینی-ایران</link>
            <description><![CDATA[

در طول تاریخ ایران، زندگی شهری همواره یکی از مهم&zwnj;ترین بسترهای شکل&zwnj;گیری فرهنگ، اقتصاد و روابط اجتماعی بوده است. شهر در ایران فقط محل سکونت نبوده، بلکه فضایی برای دادوستد، آموزش، آیین&zwnj;های جمعی و انتقال تجربه&zwnj;های نسل&zwnj;ها به یکدیگر به شمار می&zwnj;رفته است. بررسی سیر شکل&zwnj;گیری و تحول زندگی شهری در ایران، ما را با روندی تدریجی و پیوسته روبه&zwnj;رو می&zwnj;کند که از تمدن&zwnj;های کهن آغاز شده و تا شکل امروزی شهرها ادامه یافته است؛ روندی که در آن طبیعت، نیازهای انسانی و فرهنگ، هم&zwnj;زمان بر ساختار شهر اثر گذاشته&zwnj;اند.
در نخستین دوره&zwnj;های تمدن در فلات ایران، شکل&zwnj;گیری سکونتگاه&zwnj;های شهری ارتباطی مستقیم با منابع طبیعی، به&zwnj;ویژه آب، داشت. شهرهای اولیه اغلب در کنار رودخانه&zwnj;ها یا در مسیرهای تجاری پدید آمدند و ساختار آن&zwnj;ها به گونه&zwnj;ای بود که امکان بقا در اقلیم&zwnj;های متنوع ایران را فراهم کند. در این دوره&zwnj;ها، شهرها بیشتر کارکردی عملی داشتند؛ محلی برای گردهمایی، ذخیره منابع و سازمان&zwnj;دهی زندگی جمعی. با این حال، حتی در همان مراحل ابتدایی نیز می&zwnj;توان نشانه&zwnj;هایی از نظم اجتماعی، تقسیم فضا و اهمیت روابط انسانی را در ساخت شهرها مشاهده کرد.
با گسترش حکومت&zwnj;ها و شکل&zwnj;گیری دولت&zwnj;های منسجم&zwnj;تر، شهرها به تدریج به مراکز اداری، اقتصادی و فرهنگی تبدیل شدند. در این دوران، شهر نه&zwnj;تنها محل سکونت مردم، بلکه نمادی از قدرت، نظم و هویت جمعی بود. ساخت بناهای عمومی، بازارها، میدان&zwnj;ها و مراکز مذهبی نشان می&zwnj;دهد که زندگی شهری به&zwnj;صورت آگاهانه طراحی و هدایت می&zwnj;شد. بازار به&zwnj;عنوان قلب تپنده شهر، نقش مهمی در پیوند اقتصاد با زندگی روزمره ایفا می&zwnj;کرد و در کنار آن، محله&zwnj;ها شکل می&zwnj;گرفتند که هر یک هویت و ساختار اجتماعی خاص خود را داشتند.
در دوره&zwnj;های بعد، به&zwnj;ویژه در دوران اسلامی، الگوی شهر ایرانی انسجام بیشتری پیدا کرد. شهرها اغلب به&zwnj;گونه&zwnj;ای شکل می&zwnj;گرفتند که نیازهای مختلف زندگی، از عبادت و آموزش گرفته تا تجارت و سکونت، در فاصله&zwnj;ای قابل دسترس قرار داشته باشد. مسجد، بازار، مدرسه و محله&zwnj;های مسکونی اجزایی بودند که در کنار هم، شبکه&zwnj;ای منظم و انسانی می&zwnj;ساختند. زندگی شهری در این دوره، بر پایه تعامل چهره&zwnj;به&zwnj;چهره و روابط اجتماعی نزدیک استوار بود و شهروندان نقش فعالی در حفظ نظم و پویایی شهر داشتند.
با ورود به دوره&zwnj;های متأخرتر و گسترش ارتباط ایران با جهان خارج، زندگی شهری دچار تغییرات تدریجی شد. افزایش جمعیت، توسعه راه&zwnj;ها و تغییر الگوهای اقتصادی، شهرها را از حالت فشرده و سنتی به سمت ساختارهای گسترده&zwnj;تر سوق داد. خیابان&zwnj;ها به&zwnj;تدریج جای کوچه&zwnj;های باریک را گرفتند و فضاهای عمومی شکل تازه&zwnj;ای پیدا کردند. با این حال، بسیاری از عناصر قدیمی همچنان در دل شهرهای جدید باقی ماندند و نوعی هم&zwnj;زیستی میان گذشته و حال به وجود آمد.
در دوران معاصر، شهرنشینی در ایران با سرعت بیشتری ادامه یافت و شهرها به کانون اصلی زندگی جمعی تبدیل شدند. مهاجرت از روستاها به شهرها، تغییر سبک زندگی و رشد فناوری، چهره شهرها را دگرگون کرد. زندگی شهری دیگر فقط به محدوده&zwnj;های سنتی محدود نبود و مفاهیمی مانند حاشیه&zwnj;نشینی، کلان&zwnj;شهر و شهرهای جدید وارد ادبیات اجتماعی شدند. در این دوره، شهر هم&zwnj;زمان فرصتی برای پیشرفت و چالشی برای حفظ پیوندهای انسانی به شمار می&zwnj;آید.
با وجود تمام این تغییرات، زندگی شهری در ایران همچنان ریشه در تاریخ و فرهنگ خود دارد. بسیاری از عادت&zwnj;ها، ارزش&zwnj;ها و الگوهای رفتاری که در شهرهای امروز دیده می&zwnj;شود، بازتابی از تجربه&zwnj;های تاریخی گذشته است. شهر ایرانی، چه در شکل کهن و چه در قالب مدرن، همواره فضایی برای همزیستی، تعامل و سازگاری با شرایط مختلف بوده است. فهم این سیر تاریخی به ما کمک می&zwnj;کند تا شهر را نه صرفاً مجموعه&zwnj;ای از ساختمان&zwnj;ها و خیابان&zwnj;ها، بلکه به&zwnj;عنوان پدیده&zwnj;ای زنده و پویا درک کنیم که حاصل قرن&zwnj;ها تجربه انسانی است.
&nbsp;]]></description>
            <category>سبک زندگی</category>
            <pubDate>Sun, 14 Jun 2026 06:04:16 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.cafetarikh.com/news/50347/خشت-آب-آهن-بتن-روایت-هزارساله-شهرنشینی-ایران</guid>
            <enclosure url="https://www.cafetarikh.com/images/docs/000050/n00050347-b.jpg" length="204436" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>آب؛ عنصر مقدس در باورهای مردم ایران</title>
            <link>https://www.cafetarikh.com/news/50342/آب-عنصر-مقدس-باورهای-مردم-ایران</link>
            <description><![CDATA[
آب در فرهنگ عامیانه مردم از دیرباز جایگاه ویژه و مقدسی داشته است و همه&zwnj; مثل&zwnj;ها و تعبیرها را می&zwnj;توان برای حفظ&zwnj; و حراست&zwnj; منابع آب یا پیش&zwnj;گیری از آلودن آن تلقی کرد.در فرهنگ عامه &zwnj;مردم&zwnj; نقاط&zwnj; مختلف ایران باورها و اعتقادهای زیادی&zwnj; درباره&zwnj;ی&zwnj; آب، باران&zwnj;، چشمه&zwnj;ها&zwnj; و... وجود دارد،کـه به&zwnj; نمونه&zwnj;هایی&zwnj; از این آداب و اعتقادها در اقوام مختلف می&zwnj;پردازیم. در تنکابن عقیده دارند&zwnj; که&zwnj; اگر موقع آب خوردن،آب در&zwnj; گلو گیر کرد و شخص&zwnj; به&zwnj; سرفه افتاد،مهمان می&zwnj;آید و برای&zwnj; آن&zwnj; شخص که آب خوردن،او را بـه سـرفه انداخت،سوغاتی می&zwnj;رسد.اگر هنگام&zwnj; ریختن&zwnj; آب،با برخورد به زمین&zwnj;،صدای&zwnj; محکمی&zwnj; ناشی شد، عقیده&zwnj; دارند&zwnj; مهمان می&zwnj;آید. موقع اذان&zwnj; ظهر&zwnj; آب گرم بیرون نمی&zwnj;ریزند. اگر اردک و غاز در آب (جوی) بازی کـند بـاران می&zwnj;آید&zwnj;. در&zwnj; اول هر ماه،صبح زود با&zwnj; آب&zwnj; و قرآن وارد&zwnj; اتاق&zwnj; خانه&zwnj; می&zwnj;شوند خیر و برکت می&zwnj;آورد&zwnj;. در کازرون این باورها درباره&zwnj;ی آب رایج است: در آب روان ادرار&zwnj; نمی&zwnj;کنند&zwnj;.انداختن آب دهان در آب روان&zwnj; را&zwnj; بد&zwnj; می&zwnj;دانند&zwnj;.کسی&zwnj;که&zwnj; در شـیشه بـلور&zwnj; آب&zwnj; بخورد دل&zwnj;نازک می&zwnj;شود. در روز جمعه لبـاس در آب روان نـمی&zwnj;شویند، زیـرا معتقدند در این روز&zwnj; آب&zwnj; آزاد&zwnj; است و نباید رخت در آن شست. در&zwnj; موقع&zwnj; آبیاری&zwnj; و آب&zwnj; دادن&zwnj; زمین&zwnj;،اگر آب صدا کند،کشاورز آن را به فال نیک می&zwnj;گیرد و ایـن را نـوعی آوازخـوانی آب می&zwnj;داند و آن را نویدی برای سال زراعی خیلی خوب تـلقی مـی&zwnj;کنند&zwnj;.اگر در شب آب&zwnj;جوش بیرون بریزند،باید بسم ا...بگویند تا اجنه دور شوند. آب را اول باید کوچک&zwnj;تر بخورد.


منبع:مظلوم&zwnj;زاده،محمد مهدی،گـزارش آداب فـارسی کازرون،مرکز تحقیقات واحد فرهنگ مردم، تهران، 1351]]></description>
            <category>سبک زندگی</category>
            <pubDate>Sun, 07 Jun 2026 10:39:26 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.cafetarikh.com/news/50342/آب-عنصر-مقدس-باورهای-مردم-ایران</guid>
            <enclosure url="https://www.cafetarikh.com/images/docs/000050/n00050342-b.jpg" length="178162" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>مراسم قربانی در ارگ شاهنشاهی از زبان یوشیدا ماساهارو</title>
            <link>https://www.cafetarikh.com/news/49308/مراسم-قربانی-ارگ-شاهنشاهی-زبان-یوشیدا-ماساهارو</link>
            <description><![CDATA[
عید قربان، یکی از اعیاد بزرگ ایرانیان از گذشته دور تا کنون بوده است. مراسم این روز خاص در دوره&zwnj;های مختلف به اشکال متفاوتی برگزار می&zwnj;شد. چنانچه در دوره قاجار، بخش مهمی از مراسم در ارگ شاه انجام می&zwnj;گرفت. یوشیدا ماساهارو، نخستین فرستاده ژاپن به ایران، مراسم این روز را در کتاب خود اینگونه به تصویر کشیده است:
&laquo;هر سال در ارگ جشن بزرگی دارند که در این مراسم شتری را قربانی می&zwnj;کنند و گوشت آن را به وزیران و اعیان دولت می&zwnj;دهند. این مراسم را قربانی اسماعیل، می&zwnj;گویند که از جشن&zwnj;های بزرگ است. در این روز در راه خدا قربانی می&zwnj;کنند. شترهای قربانی را طور خاصی پرورش می&zwnj;دادند که با طرز پرورش شترهای معمولی فرق داشت. برای مراسم قربانی کردن شتر، مذبحی در باغ میانی ارگ وجود داشت. حدود دویست ملا در آنجا حاضر می&zwnj;شدند. چند جوان با شمشیر مخصوصی شتر را می&zwnj;کشتند. این شمشیر را نیز کرده بودند چنان که در آفتاب می&zwnj;درخشید. به يك اشاره ملای بزرگ، شترکش&zwnj;ها شتر را می&zwnj;کشتند، و حيوان هنوز جان می&zwnj;کند که آن را چند تکه می&zwnj;کردند. شاه، شاهزادگان، وزیران و بزرگان دولت در این روز لباس&zwnj;های فاخر و مرصع خود را پوشیده و کنار قربانگاه به ردیف ایستاده بودند و مراسم را می&zwnj;دیدند. شترکش&zwnj;ها پس از خرد کردن گوشت شتر، تکه&zwnj;های آن را روی مذبح می&zwnj;گذاشتند. به فرمان و اشاره شاه و بنا به مرسوم، این گوشت میان عده زیادی از اعیان دولت تقسیم می&zwnj;شد.&raquo;


منبع: یوشیدا ماسا&zwnj;&zwnj;&zwnj;هارو، سفرنامه یوشیدا ماسا&zwnj;&zwnj;&zwnj;هارو،&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ترجمه &zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;هاشم رجب&zwnj;زاده، مشهد، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی، 1373، ص 180]]></description>
            <category>سبک زندگی</category>
            <pubDate>Wed, 27 May 2026 16:01:40 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.cafetarikh.com/news/49308/مراسم-قربانی-ارگ-شاهنشاهی-زبان-یوشیدا-ماساهارو</guid>
            <enclosure url="https://www.cafetarikh.com/images/docs/000049/n00049308-b.jpg" length="233474" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>زندگی طبقه عامه در ایران قدیم</title>
            <link>https://www.cafetarikh.com/news/50330/زندگی-طبقه-عامه-ایران-قدیم</link>
            <description><![CDATA[
سبک زندگی و گذران روز در ایران قدیم به کل با ایران امروز متفاوت بود. در آن زمان جهان به یک دهکده کوچک تبدیل نشده بود و از این رو معاش، تفریحات و سبک و سیاق زندگی مردم به کل متفاوت بود:

&laquo;زندگی طبقات عامه، جز به ندرت در رعایت آداب شرع می گذشت. اشتغال به موسیقی و شراب و انچه فسق و لهو خوانده می شد، در بین عامه نادر بود و اکثر به طبقات اعیان و شاهزادگان و رجال دولت اختصاص داشت... تفریحات عامه، تقریبا منحصر به شرکت در مسابقات پهلوانی، تمرین تیراندازی و رفت و آمد به زورخانه و قهوه خانه بود... در قهوه خانه ها هم غیر از صرف چای و قلیان و بعضی تنقلات دیگر، رسم نقاشی و سخن وری و احیانا شعبده بازی نیز جاری بود... استعمال کوکنار و تریاک از همان ادوار صفویه و مابعد، از قهوه خانه آغاز شد و ادامه ی آن در مجالس موجب شیوع آن به صورت یک ابتلاء عام می گشت....&raquo;



منبع: مجید پورشافعی، اقتصاد کوچه، تهران، گام نو، 1384، ص 49-50]]></description>
            <category>سبک زندگی</category>
            <pubDate>Mon, 18 May 2026 16:46:50 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.cafetarikh.com/news/50330/زندگی-طبقه-عامه-ایران-قدیم</guid>
            <enclosure url="https://www.cafetarikh.com/images/docs/000050/n00050330-b.jpg" length="249514" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>آداب رمضان در ایران قدیم</title>
            <link>https://www.cafetarikh.com/news/50301/آداب-رمضان-ایران-قدیم</link>
            <description><![CDATA[
از نقاره آفتاب زرد تا شلغم گاوی: نوای رمضان و آیین&zwnj;های فراموش&zwnj;شده افطار در ایران قدیم

۱. نقاره آفتاب زرد؛ زنگ پایان روزه در یزد
در بسیاری از شهرهای ایران، به ویژه در شهرستان یزد، یکی از روش&zwnj;های سنتی برای آگاه کردن مردم از نزدیک شدن وقت افطار، نواختن &laquo;نقاره آفتاب زرد&raquo; بود. هنگامی که آخرین پرتو خورشید از بناهای شهر رخت برمی&zwnj;بست، نقاره&zwnj;چی نقاره خود را به صدا درمی&zwnj;آورد. با شنیدن این صدا، مردم کار خود را رها کرده و به سوی مساجد یا خانه&zwnj;های خود برای نماز و افطار رهسپار می&zwnj;شدند.

۲. آیین غسل و شلغم گاوی در حمام&zwnj;های عمومی
بسیاری از روزه&zwnj;داران، پیش از رفتن به خانه یا مسجد، برای انجام غسل مستحبی به حمام&zwnj;های عمومی که خزینه داشتند، مراجعه می&zwnj;کردند. شلوغی حمام&zwnj;ها به&zwnj;خصوص در شب&zwnj;های قدر (نوزدهم، بیست و یکم، بیست و سوم و بیست و هفتم ماه رمضان) بیشتر بود. برخی افراد برای آنکه زودتر غسل کرده و اولین لقمه افطار را کنار خانواده باشند، حتی پیش از غروب آفتاب وارد آب خزینه می&zwnj;شدند و در انتظار لحظه موعود می&zwnj;ماندند.
رسم جالبی نیز در حمام&zwnj;ها وجود داشت: حمامی&zwnj;ها ظرف بزرگی از شلغم درشت و آبدار که به &laquo;شلغم گاوی&raquo; شهرت داشت، در سربینه حمام قرار می&zwnj;دادند و به مشتریانی که برای غسل آمده بودند تعارف می&zwnj;کردند تا روزه خود را با آن افطار کنند.

۳. ورچین ورچین؛ اعلام تعطیلی بازار
در تهران تا حدود چهل یا پنجاه سال پیش، هر روز هنگام غروب آفتاب، طبل و شیپور &laquo;ورچین ورچین&raquo; به صدا درمی&zwnj;آید که به کسبه و بازاریان اعلام می&zwnj;کرد وسایل و اجناس دکان خود را جمع کرده و مغازه را تعطیل کنند. این رسم در ماه رمضان با کوبیدن طبل و شیپور خاصی برای آگاهی مردم از فرارسیدن وقت افطار، جایگزین شیپور &laquo;ورچین ورچین&raquo; معمول می&zwnj;شد.


منابع:


	وکیلیان، سیداحمد، رمضان در فرهنگ مردم، مجله فرهنگ مردم، تابستان و پاییز 1384، ش 14 و 15، ص 45 و 40
	&nbsp;
]]></description>
            <category>سبک زندگی</category>
            <pubDate>Sun, 19 Apr 2026 19:47:45 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.cafetarikh.com/news/50301/آداب-رمضان-ایران-قدیم</guid>
            <enclosure url="https://www.cafetarikh.com/images/docs/000050/n00050301-b.jpg" length="204099" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>سنتهای فراموش شده ماه رمضان در تهران قدیم</title>
            <link>https://www.cafetarikh.com/news/50020/سنتهای-فراموش-شده-ماه-رمضان-تهران-قدیم</link>
            <description><![CDATA[
آداب و رسوم؛ شاید هیچ ماه یا موسم دیگری مثل ماه&nbsp;مبارك رمضان&nbsp;این همه تنوع آداب و رسوم و عادت&zwnj;های دوست&zwnj;داشتنی نداشته باشد
آدابی كه به&zwnj;مرور زمان بخشی از آن به فراموشی تاریخ سپرده می&zwnj;شود و بخشی دیگر در طول تاریخ متولد می&zwnj;شود. مرور آداب فراموش&zwnj;شده این ایام می&zwnj;تواند خاطره&zwnj;انگیز باشد.
&nbsp;
تهران، رمضان، در گذر تاریخ پایتخت
تهران زیبا و دوست&zwnj;داشتنی ما و شما، قرن&zwnj;هاست كه میزبان شایسته &laquo;ماه خدا&raquo; حساب می&zwnj;شود. از همان شبی كه قرار بود ماهتاب حلول ایام مبارك، آسمان تهران را روشن كند و خانواده&zwnj;ها فوج فوج با آب و آیینه و سبزه راهی پشت&zwnj;بام می&zwnj;شدند تا هلال آغاز ماه رمضان را با چشم خودشان ببینند،
تا روز عید كه فطریه تهرانیان چراغ خانه مستمندان را روشن نگه می&zwnj;داشت، پایتخت امروز ایران رسم و رسوم خاص خودش را در پاسداشت &laquo;شهر صیام&raquo; داشته است. آن &zwnj;روزها انگار كه دوباره نوروز آمده باشد، زن&zwnj;ها به جارو پاروی خانه می&zwnj;پرداختند و مردها، غبار از حصار و حصیر مساجد برمی&zwnj;گرفتند. پارچه&zwnj;های نو از صندوقچه&zwnj;ها بیرون می&zwnj;آمد و آدم&zwnj;ها در عزیزداشت ماه خدا، جامه تازه به تن می&zwnj;كردند. تهران قدیم، غوغا می&zwnj;شد، وقتی نفس رمضان را می&zwnj;شنید...

شب&zwnj;های روشن تهران
مشهور است كه در تهران قدیم، روشنایی معابر تنها تا 2ساعت پس از غروب آفتاب ادامه داشت و پس از آن، با نواختن گزمه&zwnj;های حكومتی بر طبل&zwnj;هایشان، شهر نیز در كام خاموشی فرومی&zwnj;رفت. به میمنت از راه رسیدن رمضان اما، نه تنها عبورومرور بعد از غروب آفتاب قطع نمی&zwnj;شد و تا طلیعه صبح ادامه می&zwnj;یافت، كه شهر نیز تا سپیده&zwnj;دم روشن می&zwnj;ماند و تاریكی را جواب می&zwnj;كرد.
در آن زمان و تا سال1297خورشیدی، چراغ&zwnj;های نفتی روشنایی شب&zwnj;های رمضان را فراهم می&zwnj;كرد، اما از آن تاریخ به بعد -مقارن با دوران شاه ناصری- به مدد كارخانه میرزا حسین&zwnj;خان قزوینی، تهران روشنایی&zwnj;اش را از &laquo;گاز&raquo; به&zwnj;دست آورد. این رویه ادامه داشت تا زمان مظفرالدین شاه كه 400كیلووات برق تولیدی حسین&zwnj;آقا امین&zwnj;الضراب، پای اختراع مرحوم ادیسون را هم به پایتخت قاجار باز كرد! هرچه بود اما، تهران در تك&zwnj;تك شب&zwnj;های رمضان روشن می&zwnj;ماند تا قدم میهمان پرمهرش را گرامی&zwnj; بدارد.

&laquo;گل خندانی&raquo;، فرصتی برای رفع كدورت&zwnj;ها
اما تهرانیان قدیم بر این باور بودند كه با دلی مملو از كینه و كدورت نمی&zwnj;شود گام به اقلیم رمضان گذاشت. چنین بود كه غبارروبی از دل و رفع اختلاف با نزدیكان در زمره آیین&zwnj;های استقبال از ماه مبارك قرار می&zwnj;گرفت. به این مجالس آشتی&zwnj;كنان كه به همت بزرگان برگزار می&zwnj;شد، &laquo;گل خندانی&raquo; می&zwnj;گفتند.
تمیز كردن دل، همگام با تمیز كردن خانه و جامه، آدم&zwnj;های این شهر را برای فرارسیدن رمضان آماده كرد. آخرین مرحله استقبال تهران قدیم هم مثل خیلی جاهای دیگر، به پیشواز رفتن بود؛ اهالی پایتخت قاجار نیز 2 ،3روز مانده به آغاز ماه مبارك روزه می&zwnj;ساختند تا مراسم استقبال را به نحو احسن انجام داده باشند.
از دیگر رسم و آیین&zwnj;های جالب مردم تهران نیز در ماه مبارك رمضان، یكی اعلام سحر و افطار با توپ بود؛ چنان&zwnj;كه در هر گوشه شهر 2توپ جنگی كار گذاشته می&zwnj;شد كه این توپ&zwnj;ها را هنگام سحر و اذان مغرب، 3بار شلیك می&zwnj;كردند و اوقات شرعی را بدین&zwnj;ترتیب برای مردم اعلام می&zwnj;كردند. ضمن آن&zwnj;كه زمانی نیز رسم بر این بوده كه خانه&zwnj;ها و مغازه&zwnj;ها به ویژه آنان كه در جایگاه مرتفع و بلندتری بودند، یكی، دو ساعت مانده به اذان صبح، جلو در، یك چراغ نفتی آویزان كنند تا مردم با دیدن آن&zwnj;ها، بساط سفره سحری را بچینند.

كسب و كار، حلال حلال!
رمضان اما، تاثیر خودش را روی كسب و كار مردم نیز می&zwnj;گذاشت. اگرچه برخی از صنوف در ارتباط با شكم در این ماه تعطیل و یا كم&zwnj;كار می&zwnj;شدند، اما در عوض حمام&zwnj;ها، قهوه&zwnj;خانه&zwnj;ها، زورخانه&zwnj;ها و شیرفروشی&zwnj;ها به رونق می&zwnj;افتادند. رمضان كه از راه می&zwnj;رسید، كم&zwnj;فروش&zwnj;ها سنگ&zwnj;های قلابی&zwnj;شان را به انبار می&zwnj;بردند تا سنگ وزنه&zwnj;های دقیق را برای معامله با مردم مورد استفاده قرار دهند.
نان شیرمال&zwnj;ها دوباره پرروغن و چرب پخته می&zwnj;شدند و تافتون و شیر به قیمت عادلانه عرضه می&zwnj;شد. در عین حال كه كسبه هم می&zwnj;كوشیدند تادوشادوش مردم در این ماه عزیز تزكیه نفس كنند، دستفروش&zwnj;ها نیز بساط&zwnj;شان را در گوشه&zwnj;گوشه شهر پهن می&zwnj;كردند. پارچه، ظروف مسی و لوازم آشپزخانه، از عمده&zwnj;ترین وسایلی بود كه این دستفروشان فصلی عرضه می&zwnj;كردند و بیشتر خانم&zwnj;ها مشتری&zwnj;اش بودند. خلاصه كسب و كار تهرانی&zwnj;های قدیم در این روزها پاك&zwnj;تر و پربركت&zwnj;تر می&zwnj;شد.
از سحری و افطار، تا پس&zwnj;افطاری و شب&zwnj;چره!
آیین&zwnj;های خورد و خوراك تهران قدیم نیز در ماه مبارك منحصر به فرد بود و حال&zwnj;وهوایی خاص داشت. مردم بیشتر در مورد سحری، قایل به خوردن برنج بودند، چون در طول روز كمتر باعث تشنگی می&zwnj;شد. هم&zwnj;چنین در كنار سحر به جای دوغ و ماست، از هندوانه و خربزه استفاده می&zwnj;كردند تا رفع عطش كنند.
در مورد افطار هم پای برخی از غذاهای اصیل تهرانی در میان بود؛ خوراكی&zwnj;هایی مثل ترحلوا، شیربرنج یا پالوده سیب كه بعد از اذان مغرب مورد استفاده مردم قرار می&zwnj;گرفت. چند ساعت پس از استفاده از این غذاهای سبك به عنوان افطاری، نوبت به پس&zwnj;افطاری می&zwnj;رسید كه امروز &laquo;شام&raquo; خوانده می&zwnj;شود.
آبگوشت، چلوكباب و انواع خورش&zwnj;ها از مهم&zwnj;ترین پس&zwnj;افطاری&zwnj;های مورد مصرف تهرانیان قدیم محسوب می&zwnj;شدند. این اما، وعده واپسین غذایی مردم نبود، چه این&zwnj;كه به&zwnj;زودی و ساعاتی مانده به سحر، سروكله &laquo;شب&zwnj;چره&raquo; پیدا می&zwnj;شد. زولبیا، بامیه و تنقلات اقلامی بودند كه خانواده&zwnj;ها در ساعات پایانی&zwnj; شب دور هم جمع می&zwnj;شدند و ضمن مصاحبت با یكدیگر، از این شب&zwnj;چره&zwnj;ها هم استفاده می&zwnj;كردند.
&nbsp;
تعزیه؛ از بین مردم تا دیوان حكومت
تعزیه&zwnj;خوانی در زمره قدیمی&zwnj;ترین عادات تهرانیان، بعد از اسلام به شمار رفته است. این رسم دیرین در روزهای ماه مبارك هم اجرا می&zwnj;شد و مردم از آن استفاده می&zwnj;كردند. تا پایان سلطنت محمدعلی&zwnj;شاه، مجالس تعزیه در كوچه و بازار به اجرا درمی&zwnj;آمد، اما در دوران احمدشاه، دامنه این مراسمات به ساختمان تكیه آقا در حصار بوعلی شیران (جنوب نیاوران) كشیده شد تا تعزیه&zwnj; خاص رمضان، بعدازظهرها تا قبل از افطار در مقابل احمدشاه و خانواده سلطنتی اجرا شود.

بساط مارگیری به راه بود!
مردم تهران در ماه مبارك برای خودشان تفریحاتی هم داشتند. درواقع از آن&zwnj;جا كه برخی از مشاغل در این ماه تعطیل می&zwnj;شدند و مردم تا پاسی از شب بیدار می&zwnj;نشستند، صبح&zwnj;ها نیز به&zwnj;ندرت اثری از كسب و كار در شهر پیدا بود. در همین راستا، تفریحات دسته&zwnj;جمعی ارزشی مضاعف پیدا می&zwnj;كرد.
چنین بود كه در روزهای ماه مبارك، حلقه&zwnj;های دور مارگیرها و درویش&zwnj;ها گسترش می&zwnj;یافت و مردم با دیدن كارهای آن&zwnj;ها یا شنیدن حرف&zwnj;هایشان سرگرم می&zwnj;شدند. هم&zwnj;چنین پس از افطار نیز -تا فاصله موعد شام- جوانان دسته&zwnj;دسته از محله&zwnj;ای به محله&zwnj;ای دیگر می&zwnj;رفتند تا سرگرمی&zwnj;های خاص خود را بیابند. در این ایام، زورخانه&zwnj;ها و قهوه&zwnj;خانه&zwnj;ها و البته مساجد، جزو پاتوق&zwnj;های مردم بود. هم&zwnj;چنین، پس از افطار آبتنی كردن در حوضچه&zwnj; حیاط، هنگامی كه ماه رمضان مصادف با تابستان بود، رسم دیگری به حساب می&zwnj;آمد.
&nbsp;
مراد كشون!
در تهران قدیم رسم بر این بود كه شب 27ماه مبارك را شب مرگ ابن&zwnj;ملجم مرادی، قاتل امیر&zwnj;المومنین(ع) بدانند و در آن شادی كنند. در این شب مردم عمدتا كله&zwnj;پاچه تناول می&zwnj;كردند و آجیل مراد می&zwnj;خوردند.
آجیل مراد، از خرما، پسته، فندق، تخمه، نخودچی، بادام، شكر و.... تشكیل می&zwnj;شد كه مردم محتویات آنان را با درخواست&zwnj;های خود، از كسانی كه نام فاطمه، علی و محمد داشتند می&zwnj;گرفتند و شب&zwnj;ها به عنوان شب&zwnj;چره، قبل از وعده سحری میل می&zwnj;كردند. در روز بیست هفتم&zwnj;ماه مبارك هم&zwnj;چنین بین 2نماز ظهر و عصر پیراهن مراد دوخته می&zwnj;شد. تکه های پارچه این پیراهن را فرد حاجتمند به صورت نذر تهیه می کرد و مردم با دوختن آن&zwnj;ها به یكدیگر و پوشاندن بر تن او، كمك می&zwnj;كردند حاجتش را بخواهد.]]></description>
            <category>سبک زندگی</category>
            <pubDate>Mon, 23 Feb 2026 10:35:25 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.cafetarikh.com/news/50020/سنتهای-فراموش-شده-ماه-رمضان-تهران-قدیم</guid>
            <enclosure url="https://www.cafetarikh.com/images/docs/000050/n00050020-b.jpg" length="331220" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>آداب و رسوم خاکسپاری در دوره صفویه</title>
            <link>https://www.cafetarikh.com/news/50248/آداب-رسوم-خاکسپاری-دوره-صفویه</link>
            <description><![CDATA[
پدر دوره صفویه زمانی که فردی از دنیا می&zwnj;رفت او را با آداب خاصی دفن می&zwnj;کردند. البته آداب دفن مردگان با توجه به جایگاه اجتماعی آنها تا حدودی متفاوت بود؛ اما در مورد اکثر مردم عادی از آداب یکسانی استفاده می&zwnj;شد. دریابل در سفرنامه خود به یکی از این آداب اشاره کرده است
&nbsp;
&laquo;ایرانی&zwnj;ها مرده&zwnj;هاشان را به شکل زیر دفن می&zwnj;کنند. وقتی کسی می&zwnj;میرد، در هر وقت روز یا شب باشد تمام مستخدمان خانه و کودکان و بستگانش، در کوچه&zwnj;&zwnj;ها پراکنده می&zwnj;شوند و فریاد و فغان می&zwnj;کنند. پیش از آنکه ما علت این فریاد&zwnj;ها را بدانیم خیال می&zwnj;کردیم که حریق یا انقلاب یا قتلی اتفاق افتاده است. این ناله و فغان به خاطر مرده مدت دو ساعت تمام طول می&zwnj;کشد. روز بعد مثل ما مرده را در تابوتی می&zwnj;گذارند و از خانه بیرون می&zwnj;برند. اگر شخص مرده سرباز و جنگاور بوده باشد، کلاه و لباس و کفش و شمشیر و خلاصه تمام البسه و اسلحه اش را روی تابوتش می&zwnj;گذارند. در پیش و پس تابوت چراغ&zwnj;های برنجی بزرگی که همه روشن هستند حمل می&zwnj;کنند و پس از هر چند قدم کسانی که نعش را می&zwnj;برنا برند آنرا سه یا چهار بار بلند می&zwnj;کنند در حالیکه جملاتی را بزبان خودشان فریاد می&zwnj;کشند. این مراسم در مسافت&zwnj;های کوتاه تکرار می&zwnj;شود تا اینکه به گور می&zwnj;رسند.&raquo;



منبع: ژرژ تکتاندرفن دریابل، ایترپرسیکوم (سفرخلیج فارس)، گزارش سفارتی به دربار شاه عباس اول، ترجمه محمود تفضلی، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، 1351، صص 59- 60]]></description>
            <category>سبک زندگی</category>
            <pubDate>Tue, 18 Nov 2025 12:45:17 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.cafetarikh.com/news/50248/آداب-رسوم-خاکسپاری-دوره-صفویه</guid>
            <enclosure url="https://www.cafetarikh.com/images/docs/000050/n00050248-b.jpg" length="294650" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>سنت؛ سنگر دفاعی هویت ایرانی</title>
            <link>https://www.cafetarikh.com/news/50232/سنت-سنگر-دفاعی-هویت-ایرانی</link>
            <description><![CDATA[
سفرنامه&zwnj;نویسان اروپایی تأکید داشتند که ایرانیان حتی در دوره&zwnj;های بحران و یورش بیگانگان، سنت&zwnj;های نیاکان خود را زنده نگاه می&zwnj;دارند. همین روحیه سبب می&zwnj;شد فاتحان نیز به تدریج با فرهنگ ایرانی همسو شوند و در آن حل کردند:

&laquo;هانری رنه و کرزن هم علاقمندی ایرانیان به میهن و حفظ سنتهای گذشته خود را از علل تغییر نکردن ایرانیان میدانند هانری رنه چنین اظهار میکند: ایرانیان به سنن و آداب و رسوم دیرینه خود دلبستگی تمام دارند و در تمام انقلاباتى که بر اثر تهاجمات خارجی در این سرزمین روی داده است، ایرانیان با سماجت کوشیدهاند که سنتها و عادات نیاکان خود را زنده نگهدارند. ایرانی نه تنها به آداب و رسوم فاتحان اعتنایی نکرده بلکه آنها را هم به آداب و رسوم خویش آشنا ساخته و سپس در خود تحلیل برده است. سپس ادامه میدهد که: در ایران اگر چه خط آهن نیست، اما لطف بی کرانی فراهم است. زیرا هنوز در بسیاری از نواحی مردم عادات بومی و راه و رسم زندگی آسیایی خود را نگاهداشته اند. پنجاه سال دیگر طرز شهرسازی در ایران شاید مقداری از جذبه و جلال پایتخت را نابود کند و وضع اقتصادی آمیخته با وقار و عقب افتادگی آن از بین برود، اما در حال حاضر ایران مترقی ترین کشور مشرق زمین است، اگر چه ممکن است، اشراف ایران سوار درشکه سوریسی شوند و تاجر ایرانی از ساعت ساخت فرانسه استفاده کند و دعاتی ایرانی از پارچه منچستر جامه بدوزد، ولی حالت ملت هنوز همان است که بود با رفتاری تعصب آمیز که همیشه مایه تأسف نیست به سبک و نظم دیرین وابسته است.&raquo;



منبع: مهين اويس، فرهنگ ایران در سفر نامه های اروپایی دوره قاجار، شیراز، ۱۳۷۸، ص 113
&nbsp;]]></description>
            <category>سبک زندگی</category>
            <pubDate>Sat, 01 Nov 2025 14:47:26 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.cafetarikh.com/news/50232/سنت-سنگر-دفاعی-هویت-ایرانی</guid>
            <enclosure url="https://www.cafetarikh.com/images/docs/000050/n00050232-b.jpg" length="191872" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>اصالت ریشه‌دار ملت ایران؛ عامل استحاله فرهنگی مهاجمان</title>
            <link>https://www.cafetarikh.com/news/50220/اصالت-ریشه-دار-ملت-ایران-عامل-استحاله-فرهنگی-مهاجمان</link>
            <description><![CDATA[
سفرنامه&zwnj;نویسان اروپایی باور داشتند که اصالت تاریخی ایران نه&zwnj;تنها موجب غرور ملی، بلکه عامل همسان&zwnj;سازی مهاجمان با فرهنگ ایرانی بوده است. آنان این پایداری را یکی از ویژگی&zwnj;های ممتاز ملت ایران در طول تاریخ می&zwnj;دانستند:
&laquo;ملت ایران چون یک ملت کهن است در قرون و اعصار گذشته ریشه هایی محکم دارد. بدین سبب یک ملت پا برجا و پر جاذبه است. این ملت چنان اصالتی دارد که تمامی اقوام و عناصر خارجی را که طی چند هزار سال به دفعات به ایران یورش آورده و ساکن شده اند در خود مستحیل کرده و همسان خود گردانده است. ژنرال سایکس درباره تاریخ و ملت ایران چنین می نویسد: پس از چشم پوشی از بعضی معایب بسیار جزیی ایران ملتی است که در گذشته خیلی دور، دارای مجد و عظمت تاریخی بوده و هنگامی که انگلیسی ها در توحش و بربریت بسر می برده اند به سرزمینهای وسیعی در دنیای آن روزگار حکومت میکرده است. گوبینو هم چنین عقیده دارد ایرانیان یک ملت قدیمی هستند نه تنها خانواده های تربیت شده بلکه عامی ترین ایرانیان همواره این موضوع را در نظر دارند که ایرانیان قدیمی ترین ملل دنیا هستند. این اولویت یکی از مبانی اخلاقی ایرانیان را تشکیل میدهد. یکی از نتایج این عقیده این است که شعایر باستانی در ایران خیلی طرف توجه می باشد. سپس اضافه میکند زندگی این ملت اگر بکلی با زندگی اروپاییان فرق نداشته باشد ، خیلی با آن فرق دارد و شاید یکی از علل آن ناشی از این باشد که نژاد ایرانی مخلوطی از اقوام بسیار است... من نمیگویم که نژاد ایرانی از اقوام بسیار ترکیب شده زیرا این نژاد هرگز با نژاد دیگر ترکیب نمیگردد بلکه همواره شخصیت خود را حفظ می کند.&raquo;



منبع: مهين اويس، فرهنگ ایران در سفر نامه های اروپایی دوره قاجار، شیراز، ۱۳۷۸، ص ۸۵
&nbsp;]]></description>
            <category>سبک زندگی</category>
            <pubDate>Tue, 21 Oct 2025 03:45:41 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.cafetarikh.com/news/50220/اصالت-ریشه-دار-ملت-ایران-عامل-استحاله-فرهنگی-مهاجمان</guid>
            <enclosure url="https://www.cafetarikh.com/images/docs/000050/n00050220-b.jpg" length="226780" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>شگفتی سفرنامه‌نویسان اروپایی از تعارفات ایرانی</title>
            <link>https://www.cafetarikh.com/news/50211/شگفتی-سفرنامه-نویسان-اروپایی-تعارفات-ایرانی</link>
            <description><![CDATA[
سفرنامه&zwnj;نویسان اروپایی نوشته&zwnj;اند که ایرانیان از کودکی این هنر را می&zwnj;آموختند و در سلام کردن، دیدار، مهمانی و حتی ورود به خانه دیگران، مجموعه&zwnj;ای از تعارف&zwnj;های دقیق و طولانی را به کار می&zwnj;بردند. هر حرکت و کلام، معنایی خاص داشت و نشانه&zwnj;ای از ادب و احترام بود:

&laquo;به طور کلی سفرنامه نویسان اروپایی آداب و رسوم و معاشرت ایرانیان را یکی از جالب ترین و عجیب ترین آداب دنیا میدانند. آنها معتقدند که ایرانیان از همان کودکی این آداب را می آموزند و آنچنان در این کار مهارت پیدا میکنند که اروپاییان هرگز نمی توانند مانند آنها رفتار کنند. این آداب معاشرت در تمام طبقات مردم ایران یکسان است و با اندک تفاوتی انجام می گیرد. آداب سلام کردن ایرانیان بسیار مفصل است و با حرکات گوناگون بدن همراه میباشد. برای مثال وقتی که دو نفر به هم می رسند اگر پیاده باشند دست راست را روی سینه میگذارند و کمی خم میشوند و سلام میکنند و اگر هر دو سوار باشند از اسب پیاده شده و همان کار را انجام میدهند و اگر یکی از آنها سوار و دیگری پیاده باشد فرد سوار از اسب پیاده شده و به آنکه پیاده است احترام میگذارد. اگر در میان راه دو نفر با هم برخورد کنند، پس از سلام و احوالپرسی از وضع کسب و کار و خانواده یکدیگر می پرسند و آنقدر این پرسشها را تکرار میکنند که حوصله شنونده سر میرود. اگر کسی بخواهد به خانه دوستی برود، وقتی که در می زند و در باز میشود از وارد شدن به خانه خودداری میکند و صاحب خانه هم اصرار می ورزد. خلاصه آنکه پس از تعارفات زیاد وارد خانه میشود و در بهترین جای اتاق می نشیند.&raquo;

	مهين اويس، فرهنگ ایران در سفر نامه های اروپایی دوره قاجار، شیراز، ۱۳۷۸، ص ۲۴۷
]]></description>
            <category>سبک زندگی</category>
            <pubDate>Sun, 12 Oct 2025 06:13:02 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.cafetarikh.com/news/50211/شگفتی-سفرنامه-نویسان-اروپایی-تعارفات-ایرانی</guid>
            <enclosure url="https://www.cafetarikh.com/images/docs/000050/n00050211-b.jpg" length="250422" type="image/jpeg"/>
        </item>
    </channel>
</rss>
