در دهه 1320 علاوه بر امور سیاسی که در وضعیت بیثبات قرار داشت، سایر بخشها نیز با مشکلات خاص خود مواجه بودند. بخش صنعت از جمله این بخشها بود. این در حالیست که بسیاری ادعا میکردند صنعت در دوره رضا شاه به رشد و شکوفایی خاصی رسیده است. در حالی که سقوط او از قدرت نشان داد که این بخش با مشکلات عدیدهای مواجه است:
«چیزی نگذشت که کارخانههای نساجی ایران خصوصاً کارخانههای دولتی یکی بعد از دیگری تعطیل شد. در آن موقع جنگ جهانی دوم تمام اروپا را فرا گرفته بود و همه کارخانههای اروپا مشغول ساختن لوازم جنگی بودند و آنها که قطعات یدکی صنایع نساجی میساختند اکنون به ساخت وسائل جنگ مشغول بودند دریاها و کشتیها هم در خدمت جنگ گرفته شده بود و دیگر ورود یدکی برای صنایع نساجی ایران به کلی متوقف شده بود در ایران هم تمام صنایع دولتی تحت سرپرستی یک موسسه قرار داده شده بود به نام بنگاه صنعتی و بعد بانک صنعتی یک روز رئیس کل این بنگاه من را احضار کرد و مشکل صنایع نساجی را برای من تشریح کرد و گفت من از تو میخواهم که ساخت قطعات منفصله صنایع نساجی را به عهده بگیری و قطعات فرسوده را در ایران بسازی و نگذاری این صنعت به کلی تعطیل شود و از بین برود. این لحظه هم آتیهساز بود. گفتم اطاعت میشود. اختیارات من نامحدود بود و اختیار داشتم هر زمان مایل باشم به کارخانههای نساجی که همه در مازندران و گیلان بودند بروم و کار خود را به هر ترتیبی که خود صلاح بدانم انجام دهم. روسای کارخانههای نساجی همه تحصیل کرده اروپا و در ردیف استادان من بودند. در اولین دور بازدید من از این کارخانهها متوجه شدم که چه کار بزرگ و مشکلی به عهده من قرار گرفته است. سالنهای بزرگ نخریسی و پارچهبافی و رنگرزی با تعداد زیاد کارگر همه با وضع اسفناکی تعطیل و کارگران بیکار نشسته بودند.»
منبع: علی اصغر سعیدی، تکنوکراسی و سیاستگذاری اقتصادی در ایران به روایت رضا نیازمند، تهران، انتشارات لوح فکر، 1397، صص 53- 54