کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

سقوط در هزارتوی توهم؛ وقتی شاه خود را «برگزیده آسمانی» می‌دید!

8 خرداد 1405 ساعت 19:33

فریده دیبا در خاطرات خود از سال‌های پایانی سلطنت محمدرضا پهلوی پرده برمی‌دارد؛ دورانی که شاه با دوری از مردم و غرق شدن در تلقینات بیگانگان، چنان در توهمِ «رسالت ماورایی» غرق شده بود که کوچک‌ترین صدای منتقدان را نادیده می‌گرفت و خود را تافته‌ای جدابافته از سایر انسان‌ها می‌پنداشت.



محمدرضا پهلوی دوم در اواسط سلطنت خود تحت تاثیر روحیه مردم گریزی خود با مردم ایران قهر کرده بود، بعد از جشنهای 2500 ساله حسابی هوایی شده بود تلقینات بیگانگان هم درمردم گریزی وی تاثیر زیادی داشت. این دو عامل محمدرضا را به عنصری غیرقابل پیش بینی درآورد. در این سالهای پایان عمر سلطنت به خصوص بعد از سالهای 1350، محمدرضا دیگر خود را آدمی زمینی و مانند دیگران نمی دید . در مناسبتهای مختلف حتی در مجامع و محافل و ملاقاتهای عمومی خود را یک انسان ویژه و نظر کرده که مورد حمایت نیروهای ماوراء زمین است معرفی می کرد. گاهی اوقات از خوابها و رویاهایش صحبت می نمود و می گفت مطمئن است نیروهای ماوراء طبیعی رسالت شاهنشاهی را بر دوش او گذاشته  اند. در این ده سال آخر سلطنت به حرف هیچ خیرخواه و مصلحی گوش نمی کرد و همه را احمق، کودن،ابله و نادان و بی اطلاع و عقب افتاده می دید. محمدرضا هرکس را نمی پسندید توده ای یا دیوانه می نامید. هیچ ندای مخالفی را تحمل نمی کرد. بسیاری از رهبران جهان را تحقیر می کرد و آنها را دیوانه و ابله می خواند.  در باد کردن محمدرضا  و تخریب ذهن و روان او رهبران خارجی هم سهمی عمده داشتند. مثلا نیکسون در دیدار با وی می گفت هدف او از مسافرت به تهران ملاقات با شاهنشاه و اخذ رهنمودهای اعلی حضرت است. محمدرضا هم شروع به دادن دستور العمل و رهنمود به این افراد می کرد. دخترم از این زود باوری محمدرضا حرص می خورد و رنج می برد؛ اما چه کسی جرات داشت مضرات این ساده لوحی را به محمدرضا گوشزد کند. به اعتقاد من محمدرضا به درد این جامعه به ویژه کارهای سیاسی نمی خورد.»



منبع:فریده دیبا، «دخترم فرح»، ترجمه الهه رئیس فیرزو، تهران: انتشارات به آفرین، جاپ دهم،1382،  ص 341


کد مطلب: 50337

آدرس مطلب :
https://www.cafetarikh.com/news/50337/سقوط-هزارتوی-توهم-وقتی-شاه-خود-برگزیده-آسمانی-می-دید

کافه تاریخ
  https://www.cafetarikh.com