منابع قدرت شاه بسیار متعدد بودند. هر یک از منابه به شکلی متفاوت، قدرت مورد نیاز شاه را تامین میکردند. با این حال یکی از منابع اصلی قدرت شاه که معمولا مورد بیتوجهی قرار میگیرد، قدرت اطلاعاتی بود.
در ایران دوران قاجار دو نوع اقتدار در سطح ملی وجود داشت: یکی جابرانه که مردم به علت وجود قوة قهریه از آن فرمان میبرند و در این اقتدار شاه در رأس دولت بود و دیگری اقتدار دینی که مردم به علت اعتقادات خویش از آن تبعیت میکردند و آن اقتدار مراجع تقلید به عنوان نواب امام زمان(عج) و روحانیت مرتبط با آنان بود.
سلسله قاجار آغاز انحطاط ایران بود. حکومتی که در آن اقتدار شاه در لباس و قامت استبداد وجود داشت، اما از این اقتدار چیزی به مردم و جامعه نمی رسید. شاه در مقام اسم بسیار از القاب را دارا بود، اما در عرصه عمل نه . . .