سلطنتطلبان بهطور عمده در ایران پایگاه مردمی خاصی ندارند و از سوی دیگر هیچ اتحاد و همبستگی فراگیری را نتوانستهاند بهوجود بیاورند. این دو مسئله دلایل متعددی دارد: 1) خصلت متحجرانه ایده پادشاهی و تجارب تلخ تاریخی؛ 2) خیانتهای سلطنتطلبان به کشور؛ 3) رویکرد فاشیستی و افراطی طرفداران سلطنت؛ 4) عملکرد غیرقابل دفاع رضا پهلوی.
با آشکار شدن ضعف سیاسی حکومت پهلوی دوم و احتمال قطعی پچیروزی انقلاب اسلامی، کشورهای غربی نیز در نحوه مواجهه خود با حکومت دچار دودستگی شدند. یک دسته معتقد بودند باید حمایت از شاه را کنار گذاشت و دستهای دیگر بر این باور بودند که باید تا آخر کنار شاه ماند و از او حمایت کرد.
ساختار حکومتی قرن نوزدهم ویژه بوده؛ ساختار خودکامهای که «برخلاف خودکامگی شاه عباس، برای اداره مملکت مسوولیتی نمیپذیرد. نه راهی ساخته میشود و نه قناتی لایروبی میشود.