وقتی امیرعباس هویدا از پوسیدن تجهیزات گرانقیمت نظامی در انبارهای ارتش گلایه کرد، محمدرضا پهلوی با اصرار بر ضرورتِ سریعِ تسلیح ایران برای ایفای نقش «ستون نظامی» دکترین نیکسون، تنها به این جمله بسنده کرد: «چاره نداریم، یاد بگیرید چطور استفاده کنید!» این واقعه، نمادی از دورانِ غرق شدن شاه در سودای ژاندارمی منطقه و اتکای بیحدوحصر به خریدهای نظامی بود....
شاه در اواخر دهه 40 شمسی به عنوان ژاندارم منطقه انتخاب شد تا حافظ منافع اصلی آمریکا باشد. برخلاف نام عنوان داده شده، هدف از ژاندارمی تأمین و حفظ منافع آمریکا در منطقه بود؛ اما شاه با تصورات اشتباه، از این موقعیت به عنوان عظمتطلبی خود یاد نمود و اطلاق این عنوان را متأثر از جایگاه و قدرت سیاسی خود دانست
در دهه 1350 شمسی دکترینی از سوی نیکسون ارائه شد که یکی از محورهای مهم آن ایران بود. این دکترین بر چند پایه محوری قرار داشت؛ اما مهمترین پایه آن بر بعد نظامی محدود بود و به پایبندی آمریکا به تعهدات خود در قبال همپیمانانش تاکید داشت
بعد از اجرای دکترین نیکسون، آمریکا با چالش حقوق بشر و فروش اسلحه به ایران مواجه بود. این دو موضوع در تضاد با یکدیگر قرار داشتند و فروش اسلحه به ایران میتوانست به معنای نقض حقوق بشر تلقی گردد. موضوع حقوق بشر از نظر آمریکا پیش از آنکه متوجه مردم ایران باشد با منافع ملی آمریکا در ارتباط بود.