چرخش مهم در سیاست خارجی آمریکا که بر خلاف تصور رایج از دوره زمامداری ترومن شروع شد و در دوره ریاست جمهوری آیزونهاور به اوج خود رسید از دید نخست وزیر ایران مخفی ماند....
آمریکایی ها در جریان ملی شدن صنعت نفت در ایران و مناقشه میان ایران و انگلستان هرگز بی طرف نبودند؛ آنان به دنبال دستیابی به نفت ایران بودند و در این زمینه نیز مساعی بسیاری را در پیش گرفتند؛ مهم آن بود که نزدیکی به ایران و انگلیس کدام یک آمریکا را به این طلای سیاه می رساند:
«انگلستان با فعال نمودن شبکه های جاسوسی خود از سویی تلاش کرد که انسجام و وحدت نیروهای داخلی را به تضاد و دشمنی و تفرقه تبدیل نماید و از سوی دیگر سعی نمود که دولت آمریکا را نسبت به انجام کودتا در ایران متقاعد نماید. دولت آمریکا که در اصل برای به دست آوردن سهمی در نفت ایران از جبهه ملی و دکتر مصدق حمایت می کرد با دست یافتن به توافقاتی با انگلستان در این زمینه و نیز رسیدن به برتری نظامی نسبت به شوروی که به عنوان عاملی بازدارنده در ایران عمل می کرد دست از حمایت از دولت دکتر مصدق برداشت و نماینده آن کشور در جلسه شورای امنیت سازمان ملل صراحتا اعلام داشت که نفت ایران یک موضوع بین المللی است و به همین دلیل قدرت های جهانی می توانند در مسائل مربوط به نفت ایران دخالت نمایند. این چرخش مهم در سیاست خارجی آمریکا که بر خلاف تصور رایج از دوره زمامداری ترومن شروع شد و در دوره ریاست جمهوری آیزونهاور به اوج خود رسید از دید نخست وزیر ایران مخفی ماند.»
منبع: موسی نجفی و موسی فقیه حقانی، تاریخ تحولات سیاسی ایران، تهران، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ص 548