اشرف پهلوی در هزارتوی قدرتطلبی، بیش از آنکه قربانی محدودیتهای سیاسی باشد، اسیرِ میلِ مهارناپذیر خود برای سلطه بود. روایتهای اسدالله علم و نزدیکان دربار، تصویری از زنی را ترسیم میکند که در تقابل با «برادر ضعیف» خود، میکوشید کمبودهای جنسیتی را با نفوذ سیاسی و جاهطلبیهای نامعقول جبران کند؛ پرترهای از زنی که هیچگاه به کمتر از قدرت مطلق راضی نشد.




