رژیم پهلوی با هدف تضعیف جایگاه مذهب، سیاستی را دنبال میکرد که اسلام را دینی صرفاً «سامی» و متعلق به فرهنگ عقبمانده جزیرةالعرب جلوه دهد تا از این طریق، میان باورهای دینی و پیشینه تمدنی ایران تضاد ایجاد کند.
یکی از استراتژیهای تبلیغاتی دوره پهلوی در کتابهای درسی و رسانههای گروهی که رژیم با بیگانه نشان دادن اسلام نسبت به فرهنگ ایرانی، سعی در القای ناسازگاری این دین با پیشرفتهای ملی داشت، امری که واکنش و پاسخگویی علمای مذهبی آن دوران را برانگیخت:
«بخش معارضه و مبارزه با اساس اسلام سعی داشت آئین اسلام را، یک دین «سامی» و بخصوص عربی جلوه داده چنان نماید که گوئی این آئین برای مردم جزيرة العرب، با فرهنگی منحط و بسیار عقب مانده که هیچ تناسبی با ملت پیشرفته ای مانند «ایرانیان نداشته و ندارد، تلقی کند. این تلقینات استعماری در کتابهای درسی رژیم گذشته و جزوات و کتب و مقالات جراید و حتی در تبلیغات رسانه های گروهی صوتی رادیو تلویزیون قابل لمس بود و نیز کتابهایی که در آن زمان به عنوان دفاع از اسلام توسط علمای بزرگوار و پاسداران متعهد حریم مرزهای اعتقادی جامعه تدوین و نوشته میشد بخشهای معتنابهی از آن در زمینه پاسخگوئی به این قبیل تلقینات و تبلیغات بوده که خود گواه وجود تبلیغات ضد این مطالب در سطح جامعه میباشد.»
منبع: فخر روحانی، اهرمها سقوط شاه و پیروزی انقلاب اسلامی، تهران، نشر بلیغ، 1370، ج 1، ص 207 208.