بیشتر اعتراضاتی که مخصوصاً از جانب انگلیس میشد بهانهای بود که بلکه به این وسیله یا ایران را به تدریج به سوی خود جلب کنند و یا همان طور که کردند کار را به مناقشه بکشانند تا به آن بهانه خاک ایران را اشغال نمایند.
انگلیس با بهانههای مختلف ایران را در شهریور 1320 اشغال نمود؛ یکی از این بهانهها که البته تا حدودی واقعیت هم داشت نفوذ آلمانها در ایران و حمایت رضاشاه از آنان بود. اما هدف اصلی این کشور حفاظت از منافع خود در ایران و نقش کلیدی ایران در حفظ منافع استعماری و استراتژیک بود.
«از این که روسها از وجود عده ای آلمانی در جوار مرز نگران بودند و میترسیدند مبادا روزی بلوائی در ایران بر پا کنند و دردسری برای شوروی فراهم آورند تردیدی نیست. ولی بیشتر اعتراضاتی که مخصوصاً از جانب انگلیس میشد بهانهای بود که بلکه به این وسیله یا ایران را به تدریج به سوی خود جلب کنند و یا همان طور که کردند کار را به مناقشه بکشانند تا به آن بهانه خاک ایران را اشغال نمایند. منظور از این بهانهجوئی بیشتر این بود که با ائتلاف و یا اشغال خاک ما و رساندن اسلحه و مهمات، شوروی را از طریق ایران تامین کنند. چون روسیه تنها کشوری بود که در مقابل قوای هیتلر ایستاد و مانند لهستان و فرانسه از حمله اول از میدان در نرفت و مقاومتش ولو به صورت عقب نشینی هم که باشد باز در نظر متفقین گرانبها بود. لذا وظیفه و صلاح خود دانستند به هر قیمتی شده شوروی را به دریافت کمک مطمئن سازند. ضمناً چون تمام اروپا در اشغال قوای آلمان بود راهی جز ایران برای رساندن مهمات باقی نمیماند. به این لحاظ لحن مذاکرات روس و انگلیس چه در تهران و چه در مسکو و لندن برای جلب موافقت ایران روز به روز تندتر شد.»
منبع: نصرالله انتظام، خاطرات نصرالله انتظام، شهریور 1320 از دیدگاه دربار، به کوشش محمدرضا عباسی و بهروز طیرانی، تهران، دفتر انتشارات و پژوهش، چاپ دوم، 1371، صص 4-5