۰
plusresetminus
با توجه به این حقیقت که دولت ایران نسبت به چگونگی انعکاس اخبار داخلی در خارج از کشور بسیار حساس بود واکنش آن نسبت به جراید خارجی دوگانه بود. هرگاه نشریه ای با دید موافق اخبار مربوط به سیاستهای دخلی دولت ایران را انتشار می داد نه تنها موجب خشنودی دولتمردان ایران می شد؛ بلکه این گونه جراید پاداش نقدی نیز دریافت می کردند...
سیاست چماق و هویچ رضاخان در برابر مطبوعات خارجی
کافه تاریخ- مقاله تاریخی

 

مقدمه

ارمغان کودتای سوم اسفند 1299، توقیف دسته جمعی مطبوعات و تهدید به شکست قلم مخالفین و بریدن زبانهای مخالف بود. اگرچه این روزنامه ها بعد از مدتی آزاد شدند ولی رضاخان به عنوان وزیر جنگ در برابر مطبوعات انتقادی کمتر می توانست خودداری نماید. دندان آقای فلسفی مدیر «حیوه جاوید» را با مشت شکسته و ایشان را به همراه سردبیر روزنامه مزبور در دژبانی حبس کرده بود. رضاخان تحت هیچ شرایطی آزادی مطبوعات را بر نمی تابید و این روند بعد از تاجگذاری شاه پهلوی شدت و حدت بیشتری یافت. اگرچه رژیم پهلوی از همان ابتدای تاسیس خود ماهیت نظامی داشت ولی ساختارهای سیاسی، نظامی و امنیتی لازم برای تاسیس یک دولت نظامی تمام عیار روز به روز شکل گرفت؛ به همین دلیل سانسور مطبوعات در دوره رضاشاه به تدریج گسترش یافت و به جایی رسید که در اسناد به جا مانده از آن دوران لحن شاکیان از امر سانسور لحن توام با بندگی است.

 

نمای کلی آزادی مطبوعات در عصر رضاخانی

در دروه پهلوی اول مسئولین نظارت بر محصولات انتشاراتی علاوه بر اینکه مطبوعات داخل کشور را دقیقاً تحت نظارت خود داشتند؛ به جرایدی که در خارج از کشور تولید شده و به ایران وارد می شدند چه نشریات فارسی زبان و چه نشریات بیگانه شدیداً حساس بودند. اولین رئیس ادارهکل تشکیلات نظمیه، محمد درگاهی در سال 1304 به عنوان رئیس نظمیه منصوب شد وتا سال 1308 که جای خود را به سرتیپ صادق خان کوپال داد از قدرت بسیار مهیبی برخوردار بود به طوری که قدرت زیادی مافوق نخست وزیر پیدا کرده بود. از این زمان به بعد تشکلات نظمیه در کل کشور نقش بسیار مهمی در سانسور مطبوعات و دیگر وسایل ارتباط جمعی ایفا نمود. 

مشت آهنین رضاخان بر سر مطبوعات خارجی منتقد

 با توجه به این حقیقت که دولت ایران نسبت به چگونگی انعکاس اخبار داخلی در خارج از کشور بسیار حساس بود واکنش آن نسبت به جراید خارجی دوگانه بود. هرگاه نشریه ای با دید موافق اخبار مربوط به سیاستهای دخلی دولت ایران را انتشار می داد نه تنها موجب خشنودی دولتمردان ایران می شد؛ بلکه این گونه جراید پاداش نقدی نیز دریافت می کردند. حسن پیرنظر ژنرال قونسول ایران در هندوستان در 29 اسفند 1310 شمسی به وزارت امور خارجه ایران اطلاع می دهد که چون روزنامه سرافراز ارگان شیعیان هند و چاپ لکنهو نسبت به دولت ایران نظر مساعد دارد بایستی سالیانه یک کمک خرجی اقلاً معادل 500 روپیه در سال تصویب و مرحمت فرمایند که به آنها داده شود و چون بعد از تعطیلی حبل المتین هیچ روزنامه دیگری نیست که به اوضاع ایران علاقمند و در موقع لزوم بتوان از آن استفاده نمود؛ به عقیده بنده توجه مخصوص فوری در این امر خیلی مفید خواهد بود.1

در حالی که روزنامه های ناموافق با سیاستهای دولت ایران حتی آنهایی که در خارج از کشور بودند از فشار و تعقیب دولت در امان نبودند جراید مثل روزنامه سرافراز پاداش نقدی هم دریافت می کردند. چنانچه این واقعیت را با مقابله دولت ایران با روزنامه فارسی زبان پیکار چاپ برلین مقایسه نماییم تعجب خواهیم نمود از اینکه می بینیم که تمام دستگاه دیپلماسی ایران به کار افتاد تا مانع انتشار روزنامه پیکار گردد. بلکه مسئولین آن در آلمان نیز به محاکمه کشیده شوند.2

در بهار سال 1306 وزارت داخله در برابر پرسش وزارت خارجه مبنی بر چگونگی معیارهای برخورد با نشریات برون مرزی به هنگام ورود به کشور با استناد به ماده 16 قانون مطبوعات بیان می دارد «اینگونه نشریات بر حسب مصلحت ملک و ملت از ورود و انتشار ممنوع تواند شد.هرگاه علت منع در یک نمره باشد وزارت معارف برای برای جمع آوری و ضبط اقدام خواهد نمود و در منع کلی مداقه مجلس وزرا لازم است.»3 از بیان فوق مشخص می شود برای ممنوعیت نشریات برون مرزی هیچ گونه ضابطه روشنی وجود نداشت معیار مصلحت ملک و ملت آنقدر کلی و قابل تفسیر است که دست ماموران نظمیه را برای اعمال دلبخواه قدرت باز می گذاشت از همین رو هرگاه برخی از جراید خارجی نسبت به دولت ایران انتقادی می کردند از ورود آنها به ایران ممانعت به عمل می آمد. چنانچه در سال 1316 تعداد شش عنوان از نشریات امریکایی از جمله واشنگتن پست و هفته نامه نیویورک تایمز به این دلیل که نسبت به دولت شاهنشاهی اساعه ادب نموده اند؛ ورود آنها به ایران ممنوع گشت.

سخت گیری دستگاه سانسور  به اخبار مطبوعات برون مرزی آنقدر جدی بود که چون روزنامه کوشش بخشی از مندرجات جراید امریکا در باب جشن ولادت اعلیحضرت همایونی را بی واسطه دستگاه سانسور به طور مستقیم از سفارت ایران در واشنگتن دریافت کرده بود به آن سفارت تذکر جدی داده شد« من بعد از ارسال مستقیم اخبار و مقالات برای جراید داخله خودداری شود.»4

در اواخر سال 1306 کنسولگری انگلیس در بندر لنگه به  حکومت این شهر به دلیل سانسور بسته های پستی آنها به وسیله رئیس پست و نظمیه محل شدیدا اعتراض می کند. روسای این دو اداره اعتراف می کنند از مرکز چنین دستوری داشته اند. وزارت داخله از اداره کل تشکیلات نظمیه و نیز از وزارت پست و تلگرف  میخواهد مامورین خود را در بندر لنگه را تعقیب و توبیخ کنند؛ نه از این بابت که چرا بسته های پستی مربوط به نمایندگان سیاسی کشور انگلیس را باز کرده اند؛ بلکه به این دلیل که که به فرض چنین دستوری داشته اند آنها را چه الزام کرده بود که این طور جواب دهند. این امر از یک طرف تشنج شدیدی میان مقامات محلی ایجاد کرده و از جانب دیگر منجر به اعزام سرهنگ رکن الدین خان رئیس نظمیه خوزستان و بنادر گردید تا رسوایی پیش آمده در جنوب کشور را به سامان آورد.

شاید با درس از تجربه بندر لنگه بود که وزیر دربار تیمورتاش به منظور جلوگیری از پیامدهای ناخوشایند ناشی از دوگانگی مسئولیت میان اداره پست و تشکیلات نظمیه، در ششم خرداد 11308 دستور داد از آن زمان به بعد توقیف کلیه جراید ارسالی از تهران جزء مسئولیت های تشکیلات نظمیه قرار بگیرد. سپس در آبان 1311 مقرر گشت کلیه مرسولات پستی به اختیار  مامورین اداره نظمیه گذاشته شود تا آنچه را قابل توقیف می دانند توقیف نمایند.5 آنچه که در بندر لنگه رخ داد برای بسته های پستی نمایندگی های سیاسی کشورهای دیگر نیز اتفاق افتاد از جکله برای سفارت بلژک و نیز برای بسته هایی که از امریکا به نشانی تبریز پست شده بود و مجددا برای انگلیس در بندعباس و بالاخره برای بستهای پستی از آلمان.

جمع بندی

درمجموع باید گفت که رضاخان تحت هیچ شرایط فضای متکثر و چندصدایی حاکم بر مطبوعات و حتی رسانه های خارجی را بر نمی تابید و رویه فرمانروایی رضاشاه او را به جایی هدایت نمود که انتظار داشت حتی قوانین مصوب مجالس خودساخته اش نیز هر از چندگاهی متناسب با منویات همایونی تغییر یابد. در زمینه تالیف و چاپ کتاب نیز سخت گیریهای اداره کل شهربانی آنچنان شدید بود که کمتر اندیشمندی حاضر می شد که به این حوزه وارد شود؛ مگر آنهایی که در چهارچوب دستگاههای رسمی مانند فرهنگستان و یا سازمان پروش افکار و... به فعالیت فرهنگی می پرداختند.

پی نوشتها:

1. اسنادی از مطبوعات و احزاب دوره رضاشاه، سند 74، ص 156-157

2. کریم سلیمانی، سانسور مطبوعات،کتاب، فیلمبرداری وعکسبرداری در دوره رضاخان، پژوهشنامه انجمن ایرانی تاریخ،سال اول،شماره دوم، زمستان 1388، ص 12

3. مرکز اسناد وزارت امور خارجه ایران، اسناد قدیمه، سند 2307/7686-8/3/1306

5. مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری ،اسناد وزارت دربار، 1877، شماره سند 15181-11/8/1311

4. مرکز اسناد وزارت امورخارجه ایران،اسناد قدیمه،پرونده 27-25-133ش، سند 21/01/1313

6. سلیمانی،پیشین،ص 14

 

 

 

https://www.cafetarikh.com/news/36523/
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما