۰
plusresetminus
در پی اشغال ایران توسط متفقین کمبود غله در کشور به یکی از مشکلات بزرگ بدل گشت. به علت مهاجرات کشاورزان، بی‌ثباتی اوضاع سیاسی، کمبود امکانات زراعی و وسایل حمل و نقل کشت و برداشت غله در اقصی نقاط ایران با مشکل روبرو شده بود و حمل و نقل آن از مکانی به مکان دیگر با سختی انجام می‌شد. این در حالی بود که سیلوهای سر به فلک کشیده می‌طلبید که تولید و ذخیره گندم بیش از پیش انجام شود.
پیامدهای اقتصادی اشغال ایران

جنگ دوم جهانی اثرات بسیاری بر جهان گذاشت. تخریب مناطق مختلف در جهان و کشته شدن میلیون‌ها انسان تنها گوشه کوچکی از این وحشی‌گری قدرت‌های بزرگ را نشان می‌دهد. البته پیامدهای این جنگ کشورهای ضعیف و توسعه نیافته را نیز تحت تاثیر قرار داد. یکی از کشورهایی که علی‌رغم میل رهبران آن درگیر جنگ شد ایران بود. در واقع در شهریور 1320ش بود که ایران به دلیل موقعیت راهبردی خود به اشغال نیروهای متفقین درآمد. این اشغال تأثیرات اقتصادی عمیقی بر کشور گذاشت که در سال‌های پس از جنگ نیز ادامه یافت. در سطور زیر تلاش می‌شود تا این بعد از پیامدهای جنگ دوم جهانی مورد ارزیابی قرار گیرد.

مشکل غلات
در پی اشغال ایران توسط متفقین کمبود غله در کشور به یکی از مشکلات بزرگ بدل گشت. به علت مهاجرات کشاورزان، بی‌ثباتی اوضاع سیاسی، کمبود امکانات زراعی و وسایل حمل و نقل کشت و برداشت غله در اقصی نقاط ایران با مشکل روبرو شده بود و حمل و نقل آن از مکانی به مکان دیگر با سختی انجام می‌شد. این در حالی بود که سیلوهای سر به فلک کشیده می‌طلبید که تولید و ذخیره گندم بیش از پیش انجام شود. علاوه بر این، اشغال ایران و بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی موجب شده بود روابط بازرگانی ایران با کشورهای اروپایی کم و دولت وقت نتواند گندم مورد نیاز نانوایان را در اختیار آن‌ها قرار دهد. اگر هم سهیمه‌ای به نانوایان تعلق می‌گرفت آن قدر بی‌کیفیت بود که نان بسیار نامرغوب به دست مردم می‌رسید.[i]
علاوه بر این، به دلیل کمبود نان تولیدی، صف‌های بسیار طویلی در برابر نانوایان شکل می‌گرفت و وضعیت تاثرانگیزی را در شهرها ایجاد کرده بود. حتی گزارش‌هایی از مرگ و میر ناشی از بی‌غذایی وجود داشت و هر روز نیز بیشتر می‌شد. در آذربایجان که یکی از حاصلخیزترین نقاط ایران محسوب می‌شود مردم به اداره غله استان حمله کردند و جالب اینجاست که اثری از غله در آنجا نبود.[ii]
از این که بگذریم، پس از اشغال کشور توسط نیروهای متفق، نیروهای نظامی آن‌ها به سرعت در شهرهای شمالی و جنوبی کشور مستقر شدند. پر واضح است که مایحتاج روزانه این نیروها باید از داخل کشور تامین می‌شد. وجود این نیروها باعث شده بود مردم به ترس و وحشت ناشی کمبود مواد غذایی دچار شوند و احتکار در میان برخی، به وضعیت پریشان معیشت در کشور دامن زده بود.[iii]
نانواها بخشی از آرد سهمیه‌ای خود را در بازار آزاد به چند برابر قیمت می‌فروختند و در عوض بقیه آرد خود را با جو، ذرت و سیب زمینی مخلوط کرده و نان بی‌کیفیت به مردم عرضه می‌کردند. به دلیل شلوغی و شرایط نانوایی‌ها کسی به بی‌کیفیت بودن نان اعتراض نمی‌کرد و حوصله کوچکترین واکنشی وجود نداشت.[iv]

وضعیت اسفناک دیگر اقلام مصرفی
شرایط دیگر اقلام هم بهتر از غله نبود و همین وضعیت در مورد سایر اغلام همچون گوشت نیز گزارش می‌شد. دولت در مورد برخی از اقلام مانند قند و شکر برای اولین بار اعلام جیره‌بندی کرد. این کالاها در بازار آزاد به چند برابر قیمت به فروش می‌رسید و وضعیت اسفناکی حاکم شده بود. عده‌ای از متنفذین محلی در شهرستان‌ها و تهران که سهمیه قند و شکر دریافت می‌کردند با استفاده از بی خبری مردم در مورد ارزاق و جیره‌بندی کالاها سوء استفاده کردند و از این نمد برای خود کلاه بافتند. سایر کالاهای مصرفی همچون برنج، خرما و حبوبات نیز به بالاترین قیمت به فروش می‌رسید و تورم امان مردم را گرفته بود. این در حالی بود که وزیر وقت دارایی مشرف نفیسی طی مصوبه‌ای صدور بسیاری از محصولات غذایی از کشور را آزاد ساخت و قحطی سال 1320-1321 را دامن زد.[v]

فقر و بیکاری
پیامدهای زیان بار اقتصادی اشغال ایران در شهریور سال 1320ش تنها به مواد غذایی محدود نماند و فقر و بیکاری را بیش از پیش تشدید کرد. پس از شهریور 1320ش تمام کارهای عمرانی در کشور متوقف شد و عده زیادی از مردم بیکار شدند. تا وقتی که ارسال تجهیزات و ادوات جنگی به روسیه ادامه داشت برخی در حوزه حمل و نقل به کار مشغول بودند اما همین که جنگ تمام شد عده بیکاران فزونی گرفت. کارگران و دهقانان در وضعیت معیشتی سختی قرار گرفتند و برخی که سواد اندکی داشتند به خدمت دولت درآمدند. چیزی نگذشت که میزان کارمندان دولت افزایش پیدا کرد و بخشی از بودجه دولت صرف پرداخت این حقوق گردید. به این ترتیب، مبالغی که باید صرف عمران و آبادانی کشور و توسعه زیرساخت‌ها می‌گردید صرف پرداخت هزینه‌های جاری دولت شد و در نتیجه مشکل کسری بودجه نیز تشدید گردید. بر این اساس بود که فقر و ناامنی در شهرها و مناطق مختلف کشور فشار زیادی به مردم وارد کرد و رهبران نیز بیش از آن که به فکر مردم باشند می‌بایست در خدمت بیگانگان و برای حل موانع پیش روی متفقین تلاش می‌کردند.[vi]

مشکلات نظام حمل و نقل  
پیامد اقتصادی دیگری که در پی حضور متفقین در ایران به وجود آمد آسیب به نظام حمل و نقل کشور بود. در اختیار قرار گرفتن نظام حمل و نقل کشور و جا به جا کردن اداوات و تجهیزات جنگی به وسیله آن مشکل اقتصادی دیگری بود. متفقین بعد از اشغال ایران بدون فوت وقت تمام لوکوموتیوها و واگن‌های باری و مسافربری ایران را به تصرف خود درآوردند. روزی که متفقین ایران را ترک کردند از نظام حمل و نقل ایران چیزی جز مشتی آهن پاره باقی نمانده بود و زیرساخت‌هایی که سال‌ها برای ساخت و توسعه آن وقت و هزینه صرف شده بود به طور کلی آسیب دیده بود. در واقع، تمامی خطوط راه آهن و تجهیزان فنی مربوط به آن فرسوده و به صورت اسقاط درآمده بود. این در حالی بود که متفقین علی‌رغم قول قبلی، کوچکترین کمک مالی برای احیای این ظرفیت زیرساختی ایران نکردند و غرامتی از این بابت نصیب دلت ایران نشد. به معنای دقیق کلمه چهار سال استفاده رایگان از خطوط حمل و نقل ایران و تجهیزاتی که حال فرسوده شده بود اقدام چپاولگرانه دیگر دول متفق بود که استثمار ملت ایران را رقم زد.[vii]
استفاده از نیروی کار ایرانی
از دیگر نتایج اقتصادی حضور متفقین در ایران استفاده از نیروی کار ایران در مدیریت جنگ بود. آن‌ها از نیروی کار ایرانی برای به گردش درآوردن چرخ ماشین جنگی خود استفاده می‌کردند. در این مورد تخمین زده می‌شود که چیزی قریب به 125 هزار نفر نیروی کارگری ایران برای متفقین کار می‌کردند و به نوعی از آنان بیگاری گرفته می‌شد. به این کارگران حداقل حقوق و دستمزد پرداخت می‌شد و در ایام بیکاری نیز چیزی دریافت نمی‌کردند. این‌ها تنها بخش اندکی از پیامدهای اقتصادی اشغال ایران در شهریور 1320ش اس
 
[i]  علیرضا امینی، تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در دوران پهلوی، تهران، صدای معاصر 1381، ص76-77.
[ii]  همان
[iii]  باقر عاقلی، ذکاء الملک فروغی و شهریور 1320، تهران، انتشارات علمی، 1367، ص191.
[iv]  حسن جلال پور و امیر محمدی، پیامدهای اشغال ایران در شهریور 1320، پژوهش در تاریخ، شماره 4، اسفند 1391،ص158.
[v]  پژوهش از جامی، گذشته چراغ راه آینده است، تهران، انتشارات ققنوس، 1377، ص167.
[vi]  حسن جلال پور و امیرمحمدی، پیشین، ص159-160.
[vii]  همایون الهی، اهمیت استراتژیکی ایران در جنگ جهانی دوم، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1369، ص181.
https://www.cafetarikh.com/news/50285/
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما