۱
plusresetminus
با روی کار آمدن ریچارد نیکسون و طرح دکترین دو ستونی، ایران به‌عنوان ستون نظامی آمریکا در خلیج فارس تعریف شد و محمدرضا پهلوی با اشتیاق، این نقش نیابتی را پذیرفت. نتیجه این سیاست، گسترش شتاب‌زده خریدهای نظامی و نوسازی ارتش ایران بود؛ نوسازی‌ای که بیش از آن‌که بر نیاز واقعی استوار باشد، بازتابی از جاه‌طلبی شاه برای پر کردن خلأ قدرت پس از خروج انگلستان از منطقه بود.
جنگ نیابتی آمریکا در خلیج فارس

همزمان با روی کارآمدن ریچارد نیکسون در امریکا در سال 1968 و طرح دکترین دو ستونی، زمینه های لازم برای تقویت بنیه نظامی ایران فراهم آمد. طبق این دکترین، ایران به عنوان ستون نظامی و امنیتی منطقه و عربستان به عنوان ستون اقتصادی این دکترین، عهده دار نقش نیابتی خود در حفاظت از منافع غرب و امریکا در منطقه خلیج فارس شدند و جالب اینکه این سیاست امریکا با ذوق زاید الوصف مقامات ایران و به ویژه شخص محمدرضا پهلوی مواجه شد. شاه اعتقاد داشت سرنوشت ایران این گونه  رقم خورده است که امریکا وزن و نقش منطقه ای ایران را بپذیرد و نقش ژاندارمی را به ایران محول نماید. ازاین رو بدیهی بود که درراستای ایفای این نقش، نوسازی سازمان و ساختار ارتش ایران در اولویت اساسی قرار می گرفت و به جنگ افزارهای پیشرفته ای جهت مقابله با تهدیدات امنیتی مجهز می شد. البته توهمات شخصی محمدرضا پهلوی نیز به این وضعیت دامن می زد؛ به اعتقاد شاه ایران، خلیج فارس دیگر کانونی برای بازیهای سیاسی و امنیتی قدرتهای بزرگ نیست و بالطبع ایران باید خلا قدرت موجود پس از خروج انگلستان از خلیج فارس را پر نماید.  از نظر شاه این قابلیت با خریدهای سرسام­آور تجهیزات نظامی متعارف توسط ایران محقق خواهد شد؛ وی در این مسیر حتی به خریدهای بیهوده تجهیزات نظامی توجهی نمی کرد و در پاسخ سوال هویدا، نخست وزیر وقت، مبنی بر پوسیدن بسیاری از تجهیزات در انبارهای ارتش ایران، ضمن ‫اﺷـﺎره ﺑـﻪ ﺳـﺮﻋﺖ روﻧـﺪ‌ ﺗـﺴﻠﻴﺢ‌ و‌‫ﺧﺮﻳﺪﻫﺎي ﻧﻈﺎﻣﻲ اﻳﺮان، ﻣﻲﮔﻮﻳﺪ:‌ «ﭼﺎره‌ ﻧﺪارﻳﻢ. ﺳـﻌﻲ ‫ﻛﻨﻴﺪ درﺑﺎره اﺳﺘﻔﺎده از آﻧﻬﺎ‌ ﭼﻴﺰ‌ ﻳﺎد ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ.»


منبع:ﻣﺸﺮوح ﻣﺤﺎﻛﻤﻪ و ﻣﺘﻦ ﻣﺪاﻓﻌﺎت ﻫﻮﻳﺪا، اﻃﻼﻋﺎت، 19/1/1345، ص 8
https://www.cafetarikh.com/news/50335/
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما