از روی شانه های روستائیان گردن کشیدیم و در مرکز دایره گروهی تعزیه خوان را دیدیم که بعضی زره پوشیده و بعضی لباس بلند سیاه در بر کرده بودند و تعزیه ای را برگزار میکردند که امام حسین (ع) قهرمان آن بود.
عاشورا در ایران همواره حاوی مراسمی باشکوه بوده است که اگرچه غمانگیز مینماید اما پرمحتوا و قابل تامل بوده است. این مسئله برای خارجیانی که برای اولین بار مراسم عاشورا مواجه بودهاند جالب توجه بوده است:
«اندکی پس از آنکه به خاک ایران قدم گذاشتیم، به طور غیرمنتظری با داستان این شهادت روبرو شدیم. در خیابان اصلی قزوین، هنگامی که در فاصله عوض کردن اسبهایمان پرسه میزدیم، در راه تهران بودیم، جمعیتی را زیر درخت چناری دیدیم. از روی شانه های روستائیان گردن کشیدیم و در مرکز دایره گروهی تعزیه خوان را دیدیم که بعضی زره پوشیده و بعضی لباس بلند سیاه در بر کرده بودند و تعزیه ای را برگزار میکردند که امام حسین (ع) قهرمان آن بود. یکی از آنها سوار اسبی بود، و هر بار موقع ورود و خروج ناچار بود راه خود را با فشار از میان مردمی که تنها جناحهای تماشاخانهاش بودند باز کند ولی جز جنجالی که او در این موقع در میان حضار بر میانگیخت تحرکی در نمایش نبود ـ یا دست کم در قسمتی که ما شاهد بودیم نبود؛ زیرا که بازیگران به این اکتفا میکردند که در حال سکوت داخل و خارج شوند و لحظه ای در فضای خالی وسط که حکم صحنه را داشت توقف کنند و آخوندی که روی نوعی منبر نشسته بود وقایعی را که آنان بایستی نمایش دهند به صدای بلند میخواند. اما با شروع ماه محرم هیجان مذهبی پنهان مشرق زمین آشکار شد.»
منبع: گرترود بل، تصویرهائی از ایران، ترجمه: بزرگمهر ریاحی، تهران، شرکت سهامی انتشارات خوارزمی، 1364، ص42